8 کارکرد: نقش ، تصاویر و ویژگی ها

ساخت وبلاگ

در پست 101 من ، من یک نمای کلی از هشت تنظیمات مایرز-بریگز (E ، I ، S ، N ، T ، F ، J ، P) ارائه کردم. در حالی که ترجیحات می تواند برای تعیین نوع شخصیت شما و به دست آوردن درک اساسی از انواع مفید باشد ، آنها کل داستان را به ما نمی دهند. همچنین توسعه درک هشت عملکرد بسیار مهم است.

تا حدود سال 2018 ، من به طور انحصاری از مفاهیم کارل یونگ (به عنوان مثال ، "شهود درونگرا") هنگام برخورد با توابع استفاده کردم. با این حال ، در بعضی از مواقع ، من شروع به دیدن مزایای بالقوه درک کارکردها از نظر نقش اصلی آنها ، که من از آن زمان به دست آمده ام "نقش های عملکردی" را خوانده ام.

مزیت نقشهای عملکردی این است که آنها اطلاعات ثروت را در یک مفهوم واحد ارائه می دهند (به عنوان مثال ، به عنوان "ارزش گذاری"). آنها همچنین می توانند با تصاویر نمادین جفت شوند که به درک و کمک کمک می کنند:

8 Functions Diagram

این رویکرد بدون اشکالاتی نیست. اگر نامی که به نقش عملکردی اختصاص داده شده است ، طنین انداز شود ، ممکن است افراد علاقه خود را از دست بدهند یا خود را با نوع یا عملکرد اشتباه مرتبط کنند. اشتغال انحصاری نقشهای عملکردی همچنین ممکن است منجر به غفلت از جزئیات ارزشمند و تفاوت های ظریف مرتبط با مفاهیم یونگ شود.

ما در اصل با معامله ای بین ساختار منطقی اصطلاحات یونگ در مقابل برداشت فوری و جامع از نقشهای عملکرد ، سر و کار داریم. این یک معضل چپ در مقابل مغز راست است. اما از آنجا که هر دو رویکرد دارای شایستگی های خود هستند ، من مایلم به هر صندلی در جدول اعطا کنم.

در این پست ، ما ویژگی های اساسی توابع را از طریق یک لنز تحلیلی و جامع بررسی خواهیم کرد. امیدوارم که این امر درک جامع تر و معناداری از کارکردها را از هر دو رویکرد به خودی خود فراهم کند.

I. رویکرد تحلیلی به 8 عملکرد

درک من از توابع تا حد زیادی بر اساس مطالعه فشرده کار تحلیلی و نوشته های یونگ ، مایرز-بریگز و پیشینیان آنها ساخته شده است. بنابراین من می خواهم با ارائه یک مرور کلی درباره آنچه که من به عنوان دسته های کلیدی مفهومی که هشت عملکرد را متمایز می کند ، شروع کنم. در حالی که به خودی خود ارزشمند است ، این بحث همچنین به عنوان یک زمینه نظری لازم برای درک نقش های عملکرد ، که بعداً در این پست مورد بحث قرار خواهیم گرفت ، خدمت می کند.

پنهان یا بیان شده؟

توابع پنهان / درونگرا: ni ، si ، ti ، fi

توابع بیان شده / برون مرزی: ne ، se ، te ، fe

این تمایز کاملاً آشکار و درک آن است. توابع خارج شده (E) ، به طور تعریف ، به صورت بیرونی هدایت می شوند ، در حالی که توابع درونگرا (i) به سمت داخل هدایت می شوند. توابع خارج از کشور آشکارا بیان شده و به راحتی مشاهده می شوند. توابع درونگرا ، در پنهان بودن ، تشخیص بدون آن سخت تر است.

همانطور که در جای دیگر ذکر کردم ، این می تواند منجر به سوء تفاهم در مورد درونگراها شود زیرا عملکرد غالب آنها ، که در طبیعت درونگرا است ، به آسانی آشکار یا تشخیص داده نمی شود. درعوض ، آنچه مردم معمولاً با آنها روبرو می شوند ، عملکرد کمکی برونگرانده درونگرا است ، که نه قوی ترین آنهاست و نه بسیار ترجیحی. به هر حال ، این مهم است که هنگام تعامل و تایپ درونگراها درک کنید.

قضاوت یا درک؟

کارکردهای داوری: ti ، fi ، te ، fe

توابع درک کننده: ni ، si ، ne ، se

کارکردهای داوری به ما کمک می کند تا تصمیم بگیریم و نتیجه گیری کنیم. آنها تمایل به کنترل ، پیش بینی ، سفارش یا شکل دادن به شکل چیزها را شامل می شوند. هنگام استفاده از عملکرد داوری ، ممکن است خود را به امید پیشبرد هدف ، پاسخ یا تصمیم خود به اطلاعات جدید (یعنی تعطیل کردن درک) ببندیم.

کارکردهای درک مسئول گرفتن یا بازیابی اطلاعات هستند. مشاهده پرندگان ، بوی گل ، خواندن رمان و یادآوری چیزی از حافظه نمونه هایی از فعالیت های درک است. کارکردهای درک کمتر به شکل دهی فعال یا کنترل کننده مربوط می شوند و از این رو ممکن است منفعل تر از همتایان داوری آنها باشد.

کارکردهای قضاوت و درک را می توان پنهان کرد (i) یا بیان (E). انواع با اولویت داوری (j) به صورت بیرونی بیان می کنند که از طریق FE یا TE قضاوت می کنند و از این رو ممکن است محکم تر ، جدی تر و صریح تر به نظر برسند. انواع با نمایشگر اولویت (P) Preference SE یا NE و اغلب گاه به گاه ، باز و انعطاف پذیر تر به نظر می رسند.

خودمختار یا مشترک؟

خود مختار: fi ، ti

این گروه کمتر از دو مورد اول مورد بحث قرار می گیرد ، اما مربوط به تمایز قدیمی بین فرد و جمعی است. در حالی که مشخصات با توجه به اینکه ما در مورد تفکر یا احساس بحث می کنیم متفاوت خواهد بود ، ساختار اساسی یکسان است.

Fi و Ti ، که در درجه اول توسط FPS و TPS استفاده می شوند ، هر دو عملکرد خودمختار هستند تا آنجا که دلایل آنها (TI) ، مقادیر (FI) و روش ها از درون حاصل می شوند. از این رو ، قضاوت های آنها ممکن است در بعضی مواقع نسبت به FE یا TE به نظر احمقانه تر یا غیرمستقیم تر به نظر برسد.

به عنوان توابع خارج از کشور ، FE و TE ، که در درجه اول توسط FJS و TJS استفاده می شود ، به هنجارهای مشترک یا جمعی گرایش دارند. FE خود را با هنجارهای F مانند آداب و رسوم اجتماعی ، رفتارها ، حرکات و غیره تراز می کند. قضاوت های آن همچنین دارای خم بین فردی قوی تر از FI است. داوری های TE با استانداردهای فنی ، علمی ، حقوقی یا سازمانی از پیش تعیین شده هدایت و آگاه می شوند. در حالی که TI تمایل به اختراع استانداردها و روشهای خاص خود دارد ، به طور کلی اعتماد دارد که رویه های استاندارد شده به یک دلیل وجود دارد ، یعنی اینکه آنها ثابت کرده اند که اساساً سالم و قابل اعتماد هستند.

در خواندن این مطلب ، ممکن است این حس را پیدا کند که Ti و Fi کمی عصیان تر هستند ، در حالی که TE و Fe سازگار هستند. من فکر نمی کنم که این کاملاً اشتباه باشد ، به خصوص اگر ما مراقب باشیم زمینه ای را که در آن صادق است ، ترسیم کنیم (به عنوان مثال ، Ti که در T Matters ، در حال حاضر عصبانیت تر یا "آزاد شدن" است ، در موارد F). گفته می شود ، وقتی صحبت از ایده ها می شود ، شهود (N) به شدت با اصالت و غیرقانونی بودن همراه است ، به این معنی که NJ ها نیز به غیرقانونی نمی پردازند ، حتی اگر آن را روی آستین های خود نپوشند.

سرانجام ، در حالی که ممکن است روش هایی وجود داشته باشد که عملکردهای S و N به عنوان خودمختار یا مشترک قابل طبقه بندی باشند ، از نظر من این تمایز برای کارکردهای داوری بیشتر است. عملکردهای درک بهتر از نظر همگرایی و واگرایی توصیف شده است ، که اکنون در مورد آنها بحث خواهیم کرد.

همگرا یا واگرا؟

همگرا: ni ، si

واگرا: ne ، se

این دسته از دامنه و مدت ادراک متمرکز است. یونگ بعضی اوقات رویکرد درونگرا را به عنوان رویکرد فشرده و برودت شده توصیف می کرد. به عبارت دیگر ، درونگراها تمایل دارند زمان بیشتری را صرف تمرکز بر روی یک چیز بگذارند ، در حالی که تمرکز برونگرایی کوتاه تر و متنوع تر است.

NI و SI هر دو در استخراج از تجربه برای تشکیل یک جهان بینی سازگار و قابل اعتماد عالی هستند. آنها درک خود را برای دستیابی به درک منسجم و همگرا کاهش می دهند. این درک سپس به عنوان راهنمای زندگی و لنز برای تفسیر تجربیات جدید عمل می کند. عملیات همگرا NI و SI ممکن است از بعضی جهات باعث شود که آنها مانند کارکردهای داوری به نظر برسند. اما این تنها در صورتی است که ما ایده "قضاوت مساوی" را خیلی دور کنیم و نتوانیم تشخیص دهیم که روش اساسی NI و SI از نظر ماهیت ادراکی باقی مانده است.

در سمت تلنگر ، NE و SE به خوبی به عنوان توابع واگرا مشاهده می شوند. آنها خود را در انواع تجربیات حسی (SE) یا ایده ها / امکانات انتزاعی (NE) نازک می کنند. بر خلاف NI و SI ، آنها کمتر نگران و یا ماهر هستند که درک خود را کاهش دهند. درعوض ، آنها مجبور به تازگی هستند و دائماً لیست سطل تجربیات یا امکانات تصور شده خود را گسترش می دهند.

ii. یک رویکرد جامع: "نقش عملکرد"

معیارهای تحلیلی برای کارکردهایی که ما فقط در مورد آن بحث کردیم ، پایه و اساس است که درک من از نقش های عملکرد پدیدار شده است. علاوه بر این ، من از معیارهای زیر در انتخاب توصیف کننده برای هر عملکرد استفاده کردم:

  • توصیف کننده باید یک نقش یا فعالیت انسانی به آسانی شناخته شده باشد.
  • به خاطر پارسیمونی ، فقط یک توصیف کننده در هر عملکرد اختصاص می یابد.
  • این توصیف کننده هدف از این است که آنچه را که ضروری ترین ، مهم و یا تمایز در مورد هر عملکرد است ، ضبط کند.

این مهم است که تشخیص دهیم که توابع در انزوا کار نمی کنند. هر نوع شخصیت به طور معمول از هر چهار کارکرد خود استفاده می کند. به دلیل این فعل و انفعالات ، ما اغلب شباهت هایی را بین انواع مشاهده می کنیم حتی اگر آنها از گروه دیگری از کارکردها استفاده می کنند. دو کارکرد (یا بیشتر) می توانند ترکیب شوند تا اثری از عملکرد یک عملکرد دیگر تولید کنند (به عنوان مثال ، Ni و SE به شکلی که تقلید NE را نشان می دهد).

عکسهای زیر از نقشهای عملکرد نباید به عنوان توصیف جامع از توابع تلقی شود. به همین دلیل ، من پیوندهایی را در زیر هر توضیحات به صفحات حاوی جزئیات بیشتر درج کردم. نگرانی اصلی من در اینجا کمک به خوانندگان در درک دلیل اصلی توصیف کننده ها و تصاویر است.

شهود درونگرا (NI): "دانستن"

انواع داوری (N) داوری (J) از شهود درونگرا (NI) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کنند. مالکوم گلادول با هوشمندی شهود را فرایند "دانستن بدون دانستن" توصیف کرده است ، یعنی داشتن این حس که ما چیزی را می شناسیم ، اما بدون درک کامل از چگونگی شناخت آن. این تجربه انواع NJ است که به طور دائمی با احساس "دانستن" و بینش در مورد چیزها دلگیر است.

همانطور که قبلاً بحث کردیم ، NI به جای واگرایی به طور همگرایی عمل می کند. به جای ایجاد یک شبکه در حال گسترش از اتصالات مانند NE ، بینش اصلی را استخراج می کند و مدلهای توضیحی همگرا را توسعه می دهد. این یک فرآیند تقطیر ، متمایز کردن آنچه ماندگار و ضروری است از آنچه دلخواه ، زودگذر یا غیر عادی است.

در پاسخ به کارهای همگرا NI ، NJ ها معمولاً حس قوی دانستن و اعتقاد شهودی را گزارش می دهند. در حالی که همتایان NP آنها تمایل دارند ایده های NE را به عنوان بالقوه یا موقت معتبر ببینند ، NJS بینش های NI را به عنوان آشکارا درست و قابل اعتماد تجربه می کند.

"چشم ذهن" نمادی محبوب برای دانستن و دید شهودی است ، به همین دلیل من چشم را برای نمایندگی NI انتخاب کردم.

NI دانستن به اثربخشی NJS به عنوان رهبران فکر ، نظریه پردازان ، مدیران ، مشاوران ، مشاوران ، مشاوران و موارد مشابه کمک می کند.

شهود اکسیمور شده (NE): "ideating"

انواع بصری (N) درک (P) از شهود برونگرا (NE) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کنند. همانطور که در بالا بحث کردیم ، NE یک شکل واگرا از شهود است که در ایجاد ایده ها ، اتصالات و امکانات زیادی تخصص دارد. مجبور به کشف تمام گزینه ها و امکانات موجود ، تصمیم گیری های محکم و نهایی می تواند برای NP ها به ویژه چالش برانگیز باشد.

به گفته ویکی پدیا ، تفکر واگرا "یک فرایند فکر یا روشی است که برای تولید ایده های خلاقانه با کاوش بسیاری از راه حل های ممکن" استفاده می شود. "با توجه به توانایی NE در ایجاد ارتباطات جدید و بی سابقه ، NP ها از انواع دیگر در چندین اقدامات خلاقیت بهتر عمل می کنند.

Merriam-Webster "ideating" را "ایجاد یک ایده یا تصور از آن" تعریف می کند. در هنر ، IDEATION به مراحل اولیه روند خلاق که از طریق طراحی ، نمونه سازی یا طوفان مغزی مورد بررسی قرار می گیرد ، اشاره دارد. به نظر می رسد که این نقش NE را کاملاً ضبط می کند ، یعنی ایجاد ایده ها و امکانات مفهومی.

بیان کلامی NE اغلب شبیه طوفان مغزی با صدای بلند است. در هنگام تفریحی ، NP ها ممکن است همیشه به نظر نمی رسد که "یک نکته" داشته باشند زیرا از یک ایده به ایده دیگر می پردازند. از نظر انواع دیگر ، NE می تواند تصادفی ، پریشان ، عجیب و غریب یا پرواز به نظر برسد.

NE همچنین از تصور و حدس و گمان درباره آنچه می تواند باشد لذت می برد. علاقه آن به پیش بینی امکانات آینده ، NPS بینی خوبی را برای زمینه هایی مانند هنر ، طراحی ، بازاریابی ، اختراع و کارآفرینی می بخشد.

احساس درونگرا (FI): "ارزش گذاری"

احساس (F) انواع درک (P) از احساس درونگرا (FI) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی آنها استفاده می کنند. همانطور که قبلاً بحث کردیم ، FI به سمت داخل هدایت می شود ، حرکت و مدیریت احساسات و ارزشهای شخصی را به صورت مستقل و مستقل انجام می دهد. در حالی که FE برای حمایت عاطفی و خویشاوندی به دیگران متکی است ، FI در مدیریت امور عاطفی خودمختار تر است. هنگامی که FPS تصمیم می گیرد احساسات و ارزش های خود را بیان کند ، آنها اغلب به طور غیرمستقیم این کار را انجام می دهند - از طریق کانال های فعال (ها) ، خلاق (N) یا منطقی (T).

همانطور که در کتاب من ، نوع واقعی من ، هر یک از هشت کارکرد را می توان به عنوان مجموعه مقادیر خاص خود دانست. با این وجود ، من تصمیم گرفتم که FI را به دلایل زوج توصیف کنم. اولین مورد این است که ، بیش از هر عملکرد دیگری ، FI قدردانی طبیعی از زندگی خود دارد - به ویژه مواردی مانند طبیعت ، کودکان و حیوانات. هیچ کس نیازی به آموزش FPS در مورد ارزش و حرمت زندگی ندارد زیرا آنها قبلاً آن را در سطح عمیق و ذاتی احساس می کنند. در واقع ، بسیاری از دلایل مشترک FP - رفاه کودک ، محیط زیست ، گیاهخواری ، حقوق حیوانات و غیره - صرفاً پسوندهایی از ارزشهای اصلی آنها هستند.

FPS همچنین از ارزشهای شخصی خود به عنوان قطب نما برای پیمایش در زندگی استفاده می کند. اگرچه مقادیر FI ممکن است با مقادیر جمعی آهن همپوشانی داشته باشد ، اگر چیزی درست با آنها نباشد ، FPS در برابر دانه فرهنگی قرار می گیرد. با شناخت اهمیت آزادی برای پیروی از ارزشهای خود ، FPS معمولاً خوشحال می شوند که همان آزادی را برای دیگران گسترش دهند. آنها همچنین تمایل دارند که از عبارات متنوع و روشهای زندگی که در هنگام راهپیمایی افراد (و فرهنگ ها) به ضرب و شتم درامر خودشان قدردانی می کنند ، قدردانی کنند.

Experverted احساس (FE): "اتصال"

احساس (ج) داوری (j) انواع از احساس فوق العاده (FE) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی آنها استفاده می کنند. ماهیت برون مرزی Fe با این واقعیت نشان داده شده است که FJ ها از نظر عاطفی بیان کننده ترین و ارتباطی همه نوع هستند.

همانطور که قبلاً لمس کردیم ، FE از نظر عاطفی کمتر از FI است. این در دو حس صادق است. اول ، FE سریعتر برای پشتیبانی عاطفی به دیگران مراجعه می کند. از بسیاری جهات ، صحبت کردن در مورد نگرانی های عاطفی آنها برای FJS احساس درمانی می شود. دوم ، FE همیشه به هنجارهای اجتماعی توجه می کند تا کلمات یا احساسات "مناسب اجتماعی" را برای اوضاع تشخیص دهد. آنها غالباً احساسات خود را بر روی پشتی قرار می دهند (با فرض اینکه آنها از آنها آگاه هستند) تا اطمینان حاصل کنند که آنها با زمینه اجتماعی ترکیب می شوند. اگرچه این ممکن است برای انواع FI غیر معتبر یا متمایز به نظر برسد ، اما به ایجاد انسجام اجتماعی و ارتباطات مربوط به FJS کمک می کند.

علاوه بر کالیبراسیون خود به زمینه اجتماعی ، FE در خواندن و آینه کاری احساسات دیگران برتری دارد. این امر به ابزاری قدرتمند برای دستیابی به نگرانی اصلی FE تبدیل می شود: ایجاد گزارش عاطفی با دیگران. بدون اتصال بین فردی جامد ، بقیه دستور کار FE - اصلاح دیگران ، بهبود روحیه ، اجماع ساختمان و غیره - برای اثبات ناکارآمد مناسب است.

FE همچنین به FJS الهام می بخشد تا نیازهای دیگران را مورد توجه و پاسخگویی قرار دهد. FJ ها می خواهند بدانند که همه در حال گذر هستند و با انسان و مهمان نوازی رفتار می شوند. آنها همچنین از ارائه مشاوره و مشاوره ، به ویژه در مورد مسائل معنوی ، شخصی یا بین فردی لذت می برند

تفکر درونگرا (TI): "استدلال"

انواع تفکر (T) انواع درک (P) از TI به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کنند. فکر کردن در مورد TI به عنوان یک تفکر ذاتی برای استدلال منطقی - چه مکانی ، مکانی ، ریاضی و یا در غیر این صورت. خوانندگانی که معلمان مدرسه هستند ، احتمالاً با مفهوم "حس شماره" و اینکه چگونه در بعضی از دانش آموزان به طور طبیعی قوی تر است ، آشنا هستند. به همین ترتیب ، تفکر منطقی ماهیت دوم برای TPS است و به آنها امکان می دهد تا به طور مستقل راه خود را از طریق چالش های منطقی دلیل دهند. TPS (به ویژه ITP) انواع "انجام خودتان" یا "به طور واقعی" شما هستند ، به همین دلیل در بحث قبلی ما ، من TI را به عنوان یک عملکرد خودمختار در مقابل TE طبقه بندی کردم.

"استدلال" ، طبق فرهنگ لغت آکسفورد ، شامل "تفکر ، درک و تشکیل قضاوت ها با یک فرآیند منطق" است. علاوه بر این ، اصطلاح "دلیل" مدتهاست که با نظم و انضباط فلسفه همراه است ، و بسیاری از فیلسوفان مشهور احتمالاً INTP بودند. فلسفه همچنین به عنوان پناهگاهی برای "آزادانه ها" خدمت کرده است ، برای کسانی که به اندازه کافی شجاع هستند تا فرضیات حتی پذیرفته شده ترین باورها یا پارادایم ها را مورد بررسی قرار دهند. این امر ماهیت انتقادی و کاوشگر فکر TI را برجسته می کند (به خصوص در هنگام همکاری NE) ، که من در دو کتاب INTP خود به طور طولانی بحث می کنم.

گفته می شود ، ما باید مراقب باشیم که دیدگاه خود را در مورد Ti بیش از حد در جهت انتزاع NTP سوگیری نکنیم. حقیقت این است که TI به همان اندازه مناسب و مفید برای درگیر شدن با مشکلات عملی (ها) است که برای موارد انتزاعی (N) است. STP ها تمایل دارند بیشتر روی NTP های سابق ، در مورد دوم تمرکز کنند. به عنوان مثال ، ورزشکاران ، جراحان و مکانیک STP ، از استدلال TI برای تصمیم گیری در مورد وضعیت مشخص قبل از آنها استفاده می کنند. NTP ها به صورت انتزاعی تر استفاده می کنند - با ایده ها ، نظریه ها ، طرح ها و غیره فکر می کنند.

تفکر خارج شده (TE): "ساختار"

تفکر (T) انواع داوری (J) از تفکر خارج شده (TE) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کنند. بین شخصی ، TE شامل بیان بیرونی احکام و ادعاهای منطقی است. TJ ها به معنای واقعی کلمه "با صدای بلند فکر می کنند."آنها با بیان محکم و صریح ، آنها "تیرانداز مستقیم" شما هستند.

TE با هدف درک عقلانی سیستم ها / ساختارهای خارجی ، تشخیص کاستی های آنها و کارآمدتر و مؤثرتر آنها. در خانه ، TE ممکن است بر فعالیت هایی مانند برنامه ریزی ، برچسب زدن ، سازماندهی و امور مالی نظارت داشته باشد. در محل کار ممکن است برای ساده سازی و بهینه سازی فرایندها یا حتی بازسازی یک سازمان کامل استفاده شود. برای انجام این کار به طور مؤثر ، TE به داده های تجربی و روش ها و رویه های تعیین شده می پردازد.

بر خلاف TPS ، TJ ها ترجیح می دهند بداهه نوازی نکنند ، بلکه ترجیح می دهند روشهای اثبات شده برای انجام کارها را به کار گیرند. گفته می شود ، به ویژه NTJ ها در صورت لزوم جتیسون یا تلاش می کنند تا استانداردهای موجود را تجدید نظر کنند ، اما این معمولاً محصول شهود آنها بیش از TE است.

مهارت TE با فعالیت های "ساختار" به موفقیت TJS در کار کمک می کند که شامل برنامه ریزی ، سازماندهی ، نقشه برداری یا کمیت است. این ممکن است شامل مشاغل در مجموعه های گسترده ای از جمله حقوق ، تجارت ، امور مالی ، علوم ، مدیریت ، فناوری و غیره باشد.

سنجش درونگرا (SI): "تثبیت"

انواع سنجش (S) انواع داوری (J) از سنجش درونگرا (SI) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کنند. Si به آنچه می داند اعتماد دارد. و آنچه می داند این است که از تجربه گذشته به یاد می آورد - از خاطرات ، سنت ها ، وابستگی ها ، روال های مستقر و غیره. بر خلاف جهت گیری آینده NE ، ارزش ها و تصمیمات SI توسط گذشته هدایت می شود. SI به جای تلاش جدید ، ترجیح می دهد آن را ایمن بازی کند و با اعتقادات و رفتارهای مستقر همراه باشد. SJ ها بیش از سایر انواع ، راحتی و لذت را در شناخته شده و آشنا پیدا می کنند. همانطور که در نوع واقعی خود مشاهده کردم:

در حال رشد وصل شده به روزمره ، آشنا و مورد انتظار ، تکرار نقش برجسته ای در SI دارد. بیشتر اوقات SJ ها چیزی را تکرار می کنند - یک وعده غذایی خاص ، گوش دادن به یک آهنگ خاص و غیره. - دوست داشتنی تر (یا قابل تحمل) می شود ... SJS همچنین رویکرد محافظه کارانه ای به اعتقادات و جهان بینی خود می گیرد. به عنوان بزرگسالان ، آنها غالباً در اعتقادات ، ادراکات و سنت های کودکی خود ادامه می دهند.

آشنایی حس امنیت و امنیت را برای SJS اعطا می کند. اگر آنها بتوانند گذشته را به حال و آینده ادامه دهند ، می دانند چه انتظاری را دارند و می توانند بر این اساس برنامه ریزی کنند. ترجیح آنها برای ثبات و پیش بینی به وفاداری و قابلیت اطمینان SJS در همه جنبه های زندگی کمک می کند - خواه به عنوان دوستان ، همسران ، والدین یا کارمندان. در محل کار ، SI با توجه به جزئیات ، پیروی از قوانین و رویه های تعیین شده و کنترل کیفیت کمک می کند. این امر به ویژه در زمینه های حقوقی ، روحانی ، اداری و مرتبط مفید است.

Sensing Exproverted (SE): "تجربه"

سنجش (بازدید کنندگان) (P) از سنجش برونگرا (SE) به عنوان عملکرد غالب یا کمکی خود استفاده می کند. SE که معمولاً با "حواس پنج" همراه است ، واسطه روابط ما با محیط جسمی ما است. با توجه به جزئیات و غرایز سریع ، مطمئناً (و به معنای واقعی کلمه) یک نجات دهنده زندگی در روزهای شکارچی ما بود.

انواع SP حسی ، غریزی و اشتها هستند. آنها از تجربیات حسی جدید ، لذت های مادی و هیجان عمل لذت می برند. SE با تغییر شرایط و چالش های زیست محیطی در حال تغییر است. به همین دلیل است که بسیاری از SP ها از فعالیت های ورزشی لذت می برند ، که یک جریان مداوم از چالش های جدید و غیرقابل پیش بینی برای درک و پاسخ به آنها فراهم می کند. SPS همچنین می تواند SE خود را از طریق وظایف و پروژه های دستی و همچنین با آزمایش با چیزهای جدید (به عنوان مثال ، دستور العمل ها ، ترتیب مبلمان ، مد) و تجربیات (به عنوان مثال ، مسافرت) درگیر کند.

ترجیحات زیبایی شناختی SE اغلب منعکس کننده آنچه محبوب یا مرسوم است. برخی از SP ها طعم گران قیمت دارند ، خواه برای غذا ، شراب ، اتومبیل یا اسکان. این چیزها نه تنها به خودی خود لذت می برند ، بلکه می توانند به عنوان نمادهای وضعیت نیز عمل کنند ، که SP ها تمایل به قدردانی دارند.

با توجه به توانایی آنها در مشاهده و پاسخ سریع به تغییرات در محیط فوری ، SPS تمایل به لذت بردن و تعالی در کارهای دستی دارند: مواردی مانند پخت و پز ، نجاری ، ترمیم خودکار ، جراحی ، پاسخ اضطراری ، آموزش شخصی ، زیبایی شناسی و غیره.

بیشتر بدانید:

برای نگاهی عمیق به هر یک از 8 کارکرد ، حتماً آخرین کتاب ما را کشف کنید:

خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عفت السادات شجاعی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 17:45