راهنمای نهایی شما برای سرمایه گذاری جان تمپلتون

ساخت وبلاگ

اگر بخواهید یکی از همراهان شام را انتخاب کنید، آن کیست؟

اگر شما هم مثل اکثر مردم هستید، کسی مثل ریچارد برانسون یا استیون تایلر از Aerosmith را انتخاب می کنید. هر یک از این افراد انتخاب مناسبی خواهد بود، اما شما همچنین از یکی از باهوش ترین افرادی که می توانید ملاقات کرده اید، جان تمپلتون را نیز نادیده بگیرید.

جان تمپلتون، سر جان تمپلتون برای شما، یکی از بزرگترین سرمایه گذاران تمام دوران محسوب می شود. او همچنین یکی از پیشگامان سرمایه گذاری ارزشی است، یک مخالف واقعی است و قبل از اینکه کسی جرأت کند در سطح جهانی سرمایه گذاری می کرد.

تمپلتون در طول چندین دهه و چرخه بازار، رکود، جنگ و دیوانگی، در جایگاه خود به عنوان یک سرمایه گذار با استعداد ایستاده است. با همه اینها او هوش، انرژی، نظم و شهامت لازم برای خارق العاده بودن را نشان داد. از سال 1954 تا بازنشستگی تمپلتون در سال 1992، صندوق رشد تمپلتون 16 درصد CAGR را پس از کارمزد بازگرداند که یکی از بهترین رکوردها در تاریخ سرمایه گذاری است.

در حالی که جان تمپلتون بیش از 25 سال پیش بازنشسته شد، سرمایه گذاران با ارزش امروز هنوز باید به حرف هایشان گوش دهند. اصول فکر و عمل او امروز به همان اندازه مرتبط است که در آغاز جنگ جهانی دوم، زمانی که همه چیز برای تمپلتون شروع شد.

Young John Templeton

فهرست مطالب

1. سرمایه گذاری ارزشی یک سبک زندگی است

بسیاری از سرمایه گذاران ارزش عمیق می دانند که تمپلتون خود را یک شکارچی معامله می دانست و می خواست سهامی را به قیمتی بخرد که به طور قابل توجهی کمتر از ارزش ذاتی بود. اما تعداد کمی از آنها متوجه می شوند که این ویژگی چقدر عمیق است. تمپلتون همچنین ذهنیت شکارچی معامله گر خود را در زندگی روزمره به کار برد.

تمپلتون و همسرش به عنوان یک زوج جوان متعهد شدند که 50 درصد از درآمد خود را پس انداز و سرمایه گذاری کنند. آن ها به خرید بهترین قیمت ها افتخار می کردند. هنگامی که آنها برای اولین بار به نیویورک نقل مکان کردند، آنها موفق شدند اولین آپارتمان خود را با 25 دلار مبله کنند. پس از نقل مکان و بچه دار شدن این زوج، گزارش شد که جان تمپلتون به دنبال اعضای خانواده اش می رود و چراغ ها را برای صرفه جویی در مصرف برق خاموش می کند.

تمپلتون هرگز این سبک زندگی مقرون به صرفه را رها نکرد. این اخلاق در نهایت به او فرصت خرید رولز رویس را داد، اما البته تا آن زمان، به عنوان یک میلیاردر، او فکر می کرد که بالاخره می تواند استطاعت مالی را داشته باشد.

2. حداکثر بدبینی را در آغوش بگیرید

سنگ بنای رویکرد سرمایه گذاری تمپلتون همیشه جستجوی چیزی بوده است که او نقطه حداکثر بدبینی نامید.

به گفته تمپلتون ، بهترین زمان برای خرید سهام زمانی است که احساسات عمومی بدبین ترین است ، هنگامی که 99 ٪ از کل مردم تسلیم شده اند. به همین ترتیب ، در هر زمان معین ، معمولاً بازارها ، صنایع و سهام خاصی وجود دارند که به ویژه غیرقابل انکار هستند.

در سال 1939 ، در مراحل اولیه هیتلرز Blitzkrieg و پس از یک دهه از مشکلات اقتصادی ، احساسات در واقع بدبین بود. اگر به نظر می رسید که جهان به پایان می رسد ، این زمان باید زمان باشد - به نظر می رسید که خود شیطان به اروپا حمله می کرد.

در این مرحله ، تمپلتون حرکتی جسورانه انجام داد: او تمام سهام ایالات متحده را که زیر 1 دلار ، 104 دلار - با پول وام گرفته شده - خریداری کرد. او مطمئن بود که در حالی که احساسات عمومی در آن زمان بسیار منفی بود ، جنگ در واقع باعث ایجاد اقتصاد می شد. تمپلتون با این حال می دانست که همه سهام او نتیجه نمی گیرد. در حقیقت ، 37 نفر قبلاً در ورشکستگی بودند. به همین دلیل او به شدت متنوع شد. در طول حرفه خودجان تمپلتون همیشه طرفدار تنوع گسترده بود. وی اذعان کرد که هر چقدر هم که مراقب باشد ، هر ایده ای که فکر می کرد این کار را نمی کند. تمپلتون معتقد بود که مگر اینکه 100 ٪ از زمان حق داشته باشید ، باید متنوع شوید.

در چند سال آینده ، سرمایه گذاری اصلی 10 000 دلار به 40 000 دلار تبدیل شد و میانگین آن 4 سال داشت. از قضا ، سهام Templeton بازده بالاتر از حد متوسط را تحویل می دهد زیرا آنها بیشتر مشاغل مشکل دار بودند. در سال 1939 ، تمپلتون پیش بینی کرده بود که به محض ورود ایالات متحده به جنگ ، دولت مانند گذشته در گذشته ، مالیات زمان جنگ را برآورده می کند. این مالیات بیش از سهام زیرزمین معامله Templeton به شرکت های سودآور آسیب می رساند ، جایی که به هر حال معمولاً مالیات زیادی وجود نداشت. این یکی از موارد بسیاری بود که تمپلتون تکالیف خود را فقط کمی بهتر از یک سرمایه گذار متوسط انجام داده بود ، دید که دیگران چه چیزی را نمی بینند ، تصمیم صحیحی گرفتند و شجاعت عمل را داشتند.

چند دهه پیش ، تمپلتون قبلاً کاملاً درک کرده بود که بسیاری از سرمایه گذاران با ارزش مشتاق امروز زمان سختی را برای پذیرش دارند: برای اینکه دارایی های مالی با جذاب ترین قیمت های معامله ارائه شود ، معمولاً ، باید مشکلی با آنها وجود داشته باشد - یک پا شکسته - درحداقل در درک عموم. دستورالعمل هایی مانند خرید کم و فروش بالا یا خرید زیر ارزش انحلال از نظر تئوری بسیار آسان است ، اما وقتی مردم در واقع لیستی از سهام یا بازارهای ارزان قیمت را مشاهده می کنند ، تمایل به احساس ناراحتی دارند.

<--img src="https://www.brokenleginvesting.com/wp-content/uploads/2016/09/Chart-Templeton-Growth-Fund-11-1954-bis-10-2014.jpg" /-->

3. جستجو در سراسر جهان

جان تمپلتون اغلب به عنوان یکی از پیشگامان سرمایه گذاری جهانی محسوب می شود. در حالی که سایر سرمایه گذاران نسل وی از سرمایه گذاری در هر نقطه اما در کشور خود مردد بودند ، فقط عقل سلیم بود که تمپلتون خود را به بازارهای ایالات متحده محدود نکند.

اولا ، او فقط معامله ها را نمی خواست ، بلکه می خواست بهترین معامله های اطراف را خریداری کند. با سرمایه گذاری در سطح جهانی ، تمپلتون استخر سهام بسیار بیشتری برای انتخاب داشت. ثانیا ، او می خواست از حداکثر بدبینی استفاده کند - نه فقط هر 20 سال یکبار ، بلکه به طور مداوم. با نگاهی به چندین کشور ، تقریباً مسلم بود که برخی از آنها از نظر بدبینی بیشتر از سایرین مورد توجه قرار می گیرند. به عنوان یک امتیاز ، تمپلتون می تواند تنوع را در بازارهای مختلف تقویت کند.

"به نظر می رسد این عقل سلیم است که اگر می خواهید این معامله های غیرمعمول خوب را جستجو کنید ، فقط در کانادا جستجو نمی کنید. اگر فقط در کانادا جستجو کنید ، برخی از آنها را پیدا خواهید کرد ، یا اگر فقط در ایالات متحده جستجو می کنید، برخی از آنها را پیدا خواهید کرد. اما چرا در همه جا جستجو نمی کنید؟ این همان کاری است که ما چهل سال انجام می دهیم ؛ ما در هر نقطه از جهان جستجو می کنیم " - جان تمپلتون (صحبت در سال 1979)

در دهه 50 ، تمپلتون شروع به سرمایه گذاری در ژاپن کرد. آنچه او را به کشور جلب کرد ، ترکیبی از نسبت های کم P/E بود - به طور متوسط 4 ، در حالی که ایالات متحده در 19. 5 و نرخ رشد بالایی ایستاد ، که در آن 2. 5 برابر بیشتر از ایالات متحده بود. در ضمن ، به نظر می رسد که این یک حرکت خوب بود. اما در آن زمان ، به نظر می رسید که ژاپن مشکلی وجود دارد. احساسات منفی در هوا وجود داشت. ژاپنی ها جنگ را از دست داده اند. تنها کاری که می توانند انجام دهند کپی کردن است. اطلاعات کافی وجود نداردنوسانات بیش از حدکنترل سرمایه وجود دارد. در مورد قوانین مختلف حسابداری چیست؟تعصبات منفی مانند اینها به همین دلیل است که علیرغم معجزه قابل توجه اقتصادی ژاپن ، ارزیابی ها بسیار کم بود.

Templeton یک سرمایه گذار کمی از پایین به بالا و مهمتر از همه بود. بر خلاف یک سرمایه گذار دیگر مانند جیم راجرز ، که اغلب دوست دارند پس از یافتن بازار ارزان ، همه چیز را که می توانند دست خود را بدست آورند ، خریداری کنند ، Templeton سعی می کند بهترین معامله ها را در آن بازار خریداری کند. ژاپن در دهه 50 و 60 فقط زمین شکار بود - او سپس آن بازار را برای بهترین معامله ها جستجو می کرد. اغلب اوقات ، او شرکت های کوچکتر و کمتر شناخته شده را نسبت به نام خانوادگی کلاه بزرگ بهتر نشان می داد.

<--img src="https://www.brokenleginvesting.com/wp-content/uploads/2016/09/john-templeton.jpg" alt="john templeton" width="" height="" /-->

جان تمپلتون تنها به این دلیل که ارزش گذاری ها پایین بود، هرگز در کشورها سرمایه گذاری نمی کرد. او همچنین سعی کرد از کشورهایی که شرایط سرمایه گذاری غیر دوستانه دارند دوری کند. او به طور خاص از دو چیز اجتناب کرد: سوسیالیسم و تورم. تمپلتون به سرمایه گذاری آزاد اعتقاد داشت که تحت کنترل و مقررات بیش از حد دولتی نبود.

اولویت اول تمپلتون همیشه ارزش گذاری پایین بوده است - اما اگر بتواند رشد را نیز بدون پرداخت هزینه بخرد، خیلی بهتر است. او خواهان واضح ترین عدم تطابق بین قیمت و ارزش بود، اما به تمایزاتی مانند سرمایه گذاری ارزشی در مقابل سرمایه گذاری رشد بیش از حد نگران نبود. هنگام مقایسه دو سهم، تمپلتون گاهی اوقات به خرید سهام کمی گرانتر از نظر معیارهای ارزش گذاری مانند P/E رضایت می دهد، اگر طبق یک ارزیابی محافظه کارانه، چشم انداز رشد بهتری را نشان دهد. با این حال، طبق گفته تمپلتون، نباید رشد بسیار سریع را در آینده تعمیم داد. معمولاً ناپایدار است. تمپلتون از معیارهای ارزش گذاری متفاوتی استفاده می کرد، دو گزینه را در برابر یکدیگر وزن می کرد و آنچه را که به نظر او بهترین معامله بود را خریداری می کرد. مانند استراتژی راه ساده بن گراهام، P/E معیار مورد علاقه او بود، اما مفاهیم دیگری مانند ارزش انحلال نیز می توانند نقش داشته باشند.

او همچنین از این قضاوت های ارزش نسبی برای تعیین زمان فروش استفاده کرد. تمپلتون مانند بسیاری از سرمایه گذاران ارزشی، مدتی را صرف تفکر در مورد استراتژی های فروش کرد. بهترین پاسخ برای زمان فروش او این بود که زمانی بفروشید که معامله بسیار بهتری برای جایگزینی آن پیدا کردید.

4. همه چیز در سر شماست

جان تمپلتون قوی ترین استعداد خود را قضاوت می دانست و دیگران نیز وقتی در مورد او صحبت می کردند. او می توانست کلیت یک موقعیت را ارزیابی کند و عوامل کلیدی را بدون صرف زمان زیاد روی جزئیات تعیین کند. با اعتماد به نفس و شجاعت، سپس به بصیرت خود عمل می کرد.

در حالی که توانایی دستیابی به ماهیت چیزها احتمالاً تا حد زیادی چیزی است که شخص یا آن را در اختیار خواهد داشت یا نه، هنوز برای سرمایه گذار ضروری به نظر می رسد که هنگام تحقیق درباره یک ایده سرمایه گذاری به خود یادآوری کند که چه چیزی مهم است و چه چیزی نیست. به عنوان مثال با چسبیدن به یک چک لیست از عوامل کلیدی ثابت شده و نادیده گرفتن هر چیز دیگری و در نتیجه خاموش کردن پچ پچ داخلی، به اصطلاح.

یکی از مباحث مورد علاقه جان تمپلتون همان چیزی بود که او به عنوان کنترل فکر می کرد. او خود را آموزش می داد تا به روشی متمرکز ، مولد و مثبت فکر کند. مانند هر فعالیت دیگر ، تمپلتون معتقد بود که می توانید افکار خود را آموزش دهید تا راهی باشد که می خواهید آنها باشند. با داشتن سطح بالایی از آگاهی و نظم و انضباط ، باید ذهن خود را با چیزی جز خوب ، مولد ، افکار پر کنید و دائماً هر فکر منفی یا غیرمولد را از بین ببرد. تمپلتون گفت: "و هرچه بیشتر در آن کار کنید ، آسانتر می شود."

5. فاصله خود را حفظ کنید

هنگامی که تمپلتون به عنوان مدیر پول حرفه ای شروع به کار کرد ، او در ابتدا فروشگاهی را در نیویورک راه اندازی کرد و در آنجا دسترسی آسانتر به اطلاعات داشت و به راحتی می توانست یک مشتری مشتری و یک شبکه از تماس های شخصی بسازد. با این حال ، او هرگز واقعاً در خانه در نیویورک احساس نمی کرد. به محض تأسیس و خوب شدن مشاغل وی ، او آماده بود تا شیوه زندگی را تنظیم کند که شخصاً او را مناسب کند.

در سال 1968 ، تمپلتون از نیویورک به باهاما نقل مکان کرد. رکورد عملکرد صندوق رشد تمپلتون هنگامی که او آن را از کارائیب مدیریت کرد ، حتی بهتر شد. تمپلتون همیشه بر این واقعیت تأکید می کرد که اگر می خواهید عملکرد شما بهتر از حد متوسط باشد ، باید کاری متفاوت از آنچه سایر مدیران پول انجام می دهند انجام دهید. وی دریافت که با زندگی در کارائیب ، دور از جمعیت پرخاشگر وال استریت ، حفظ جدایی لازم برای یک مخالف بسیار ساده تر بود.

تمپلتون به جای اینکه در اطراف فروشندگان و تعقیب نکات داغ هر روز باشد ، وقت خود را در اطراف افراد آرام که در آنجا در تعطیلات بودند ، می گذراند ، اغلب اوقات خود افراد موفق و با سواد مالی. حتی اگر بحث در مورد بازارها یا سرمایه گذاری ها وجود داشته باشد ، آنها هنوز در یک محیط بسیار راحت در یک محیط بسیار عقب مانده بودند.

تمپلتون دوست داشت یک ساعت یا همین روز به ساحل برود ، جایی که او در تنهایی می نشست ، می خواند و بازتاب می داد. این عقب نشینی های متمرکز در محیط مورد علاقه وی غالباً به طرز شگفت آور تولیدی بود. او با هیچ چیز جز شن و ماسه و اقیانوس در اطراف خود ، او نمی تواند کمک کند اما به اصطلاح در سراسر جهان فکر کند.

مطمئناً تصادفی نیست که بسیاری از موفق ترین سرمایه گذاران با ارزش تصمیم می گیرند که در نیویورک محل زندگی خود را بگیرند ، بلکه یک سبک زندگی را تنظیم می کنند که مناسب آنها باشد و آنها را از تأثیرات ناخواسته محافظت می کند - وارن بافت مشهورترین نمونه است. اغلب اوقات ، سرمایه گذاران موفق از سبک زندگی نسبتاً بی تکلف و آرام برخوردار هستند. آنها به جای خرید چیزهایی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران ، به خوبی به آنچه واقعاً می خواهند از زندگی بپردازند. از این گذشته ، چگونه می توانید انتظار داشته باشید که ارزش ذاتی در بازار را کشف کنید ، اگر همه آنچه در زندگی روزمره به آن اهمیت می دهید برچسب قیمت بالا و مسابقات محبوبیت است؟

جان تمپلتون که دور از وال استریت دور بود ، مطمئناً توانست با تله های رفتاری مشترکی که سرمایه گذاران با آن روبرو هستند کنار بیاید. ناسیم طالب ، نویسنده "قو سیاه ، نوشت که دانستن در مورد تعصبات شناختی کافی نیست. تا حدی ، شما هنوز هم طعمه آنها خواهید شد. شما باید به اطراف آنها بروید.

به عبارت دیگر ، شما باید از موقعیت هایی که در آن رخ می دهند جلوگیری کنید - به عنوان مثال با تصویب قوانینی در فرآیند سرمایه گذاری خود. جان تمپلتون ، که در سطح آگاهی بسیار بالایی فعالیت می کند ، احتمالاً در مورد تأثیراتی که وی در نیویورک در معرض دید قرار می داد ، به همین ترتیب فکر می کرد. حتی اگر او می دانست که در معرض سر و صدا ، کوتاه مدت و لافری قرار دارد ، اگر این کار را کاملاً قطع کند ، واقعاً می تواند از پچ پچ بی ربط بالا برود. او با حرکت به باهاما ، به بهترین شکل ممکن از آن مراقبت کرد.

6. مسائل ارزیابی

در سال 1979 ، BusinessWeek پس از یک دهه از بازار سهام که به پهلو می رود ، با عنوان "مرگ سهام" را منتشر کرد. به دلیل تورم زیاد ، بازده واقعی ویران کننده بود. سهام از طرفداری خارج شده بود ، در حالی که دارایی های واقعی مانند کالاها و املاک و مستغلات که در عوض محبوبیت دارند. در آن زمان ، صندوق های بازنشستگی مجوز ترک سهام و اوراق بهادار برای دارایی های واقعی را به دست آورد. جان تمپلتون این را نشانه ای می دید که نقطه حداکثر بدبینی نزدیک است. آخرین سهام موجود در سهام آماده فروش بود و از بازار خارج می شد.

علاوه بر آن ، تمپلتون به سطح ارزیابی نگاه می کرد. آنچه او پیدا کرد او را هیجان زده کرد. داو جونز با نسبت P/E 6. 8 برابر بود - پایین ترین سطح در تاریخ ثبت شده تا آن نقطه. تمپلتون تحقیقات خود را به نسبت P/E محدود نکرد ، بلکه به سایر معیارهای ارزیابی مانند قیمت به کتاب ، قیمت به چشم انداز و EV/EBITDA نیز نگاه کرد که در سطح بسیار جذاب نیز بودند. برای بینش در مورد بالاترین استراتژی های با ارزش عمیق اینجا را کلیک کنید.

جان تمپلتون به ویژه دوست داشت سهام را بر اساس قیمت خود به ارزش جایگزینی دارایی های شرکت یا تجارت ارزیابی کند. در حالی که سطح ارزش کتاب حتی پس از سقوط سال 1929 حتی پایین تر بود ، نسبت ارزش قیمت به جایگزینی یک داستان متفاوت را بیان می کرد: به دلیل تورم فراری ، هزینه های جایگزینی دارایی ها 70 درصد بیشتر از کتاب است. ارزش ها - در تضاد با سال 1932 ، هنگامی که مقادیر جایگزینی که در واقع حدود 20 درصد پایین تر از آن کاهش یافته است ارزش های کاهش یافته در آن زمان. بنابراین ، طبق محاسبات جان تمپلتون ، سطح قیمت داو جونز در تمام وقت باورنکردنی کم و فقط 59 ٪ هزینه جایگزینی بود.

تمپلتون همیشه معیارهای ارزیابی چندگانه را در نظر می گرفت زیرا می دانست که یک نسبت هرگز کل داستان را بیان نمی کند.

جان تمپلتون در طی یک ظاهر تلویزیونی در سال 1982 ، در میان مرگ سهام عدالت پیش بینی کرد: یک بازار بزرگ گاو نر وجود خواهد داشت که داو طی 10 سال آینده به 3000 برسد - تقریباً چهار برابر افزایش می یابد. تمپلتون در ادامه توضیح داد که چرا: با فرض میانگین رشد بلند مدت 7 درصد و تورم در محله 7 درصد ، سود 14 درصد در سال افزایش می یابد. این به تنهایی تقریباً می تواند افزایش 3000 را به خود اختصاص دهد. با این حال ، اگر نسبت P/E به میانگین متوسط 14 خود نزدیک شود ، از این سطح پایین A شروع می شود ، به نظر نمی رسد که 3'000 دیگر دور از ذهن باشد.

مردم فکر می کردند که او از آفتاب گرمسیری باهاما آفتاب گرفته است ، اما پیش بینی معلوم شد که تقریباً ترسناک است. داو در سال 1991 به 3000 امتیاز رسید و بار دیگر تمپلتون به نظر می رسید یک نبوغ است.

توجه به این نکته مهم است که در واقع چه نوع پیش بینی Templeton ساخته شده است. او سعی نکرد تا پیش بینی کند که بازار طی چند ماه آینده به کجا می رود. از این گذشته ، ارزش های پایین می توانند حتی پایین تر شوند. سطح ارزیابی یک ابزار زمان بندی بازار نیست اما قدرت پیش بینی خاصی را در یک دوره 10 ساله دارد.

7. از تاریخ یاد بگیرید

در سال 1999 ، در میان حباب اینترنتی ، لورن تمپلتون ، خواهرزاده بزرگ جان تمپلتون ، از بستگان مشهور خود در باهاما بازدید کرد. او از او پرسید که آیا او اخیراً سهام فناوری را خریداری کرده است یا خیر.

جان تمپلتون لبخند زد و در مورد حباب های بزرگ مالی در طول تاریخ صحبت کرد - از شیدایی لاله هلندی در دهه 1630 تا قرن بیستم. وی خاطرنشان کرد: یکی از عناصر غالباً در این دیوانگی ها وجود داشت: برخی از کالاها یا صنعت جدید که به نظر می رسید جهان را تغییر می دهد و بنابراین از قوانین قدیمی ارزیابی سرپیچی می کند. بسیاری از این اختراعات جدید در واقع جهان را تغییر داده اند - راه آهن ، اتومبیل ، هواپیما ، اینترنت. با این حال ، بسیاری از سرمایه گذاران پول در تلاش برای مشارکت از دست دادند.

در مراحل اولیه ، بسیاری از بازیکنان به میدان جدید می روند و رقابت شدید را ایجاد می کنند و در نتیجه تعداد کمی از بازماندگان به وجود می آیند. برای هر آمازون ، ده ها WorldComs وجود دارد. در عین حال ، این شرکت های جدید غالباً بالاتر و بالاتر پیشنهاد می شوند و این نشان دهنده خوش بینی سرریز است که آنها را احاطه کرده است. در بعضی از مواقع ، مردم از این واقعیت بیدار می شوند که فرضیات آنها غیر واقعی بود ، ناشی از حرص و طمع و منطقی با تفکر آرزو می شود. آنها خیلی زود انتظار داشتند. ارزیابی ها شروع به غرق شدن می کنند و سرمایه گذاران که امیدوار بودند ثروتمند شوند در واقع پول خود را از دست می دهند.

<--img src="https://www.brokenleginvesting.com/wp-content/uploads/2016/09/John-Templeton-Holding-Court.jpg" alt="John Templeton Holding Court" width="" height="" /-->

دادگاه هلدینگ جان تمپلتون

با مطالعه تاریخچه بازارها ، شما نمی توانید کمک کنید اما توجه داشته باشید که چرخه های رونق و شلوغی می آیند و می روند. با این حال ، به طرز عجیبی ، بیشتر سرمایه گذاران تمایل دارند شرایط فعلی را به آینده در آینده بسازند. زمان تغییر خواهد کرد و آینده دقیقاً به شکلی که فکر می کنیم آشکار نمی شود. با فرض اینکه میانگین معکوس معمولاً یک شرط عاقلانه است.

8. کوتاه رفتن

کوتاه نروید ... تا زمانی که سفیدهای چشمان آنها را ببینید.

کریسمس 1999 ، جایی در آمریکا:

پدر لورن تمپلتون فکس از عمو جان دریافت می کند. این لیست شامل لیستی از سهام NASDAQ است که جان تمپلتون برای فروش کوتاه توصیه می کند. فروش کوتاه به معنای شرط بندی است که سهام با وام گرفتن آن و بلافاصله فروش آن ، قیمت را کاهش می دهد. بعداً ، فروشنده کوتاه سهام را پس می گیرد (امیدوارم با قیمت پایین تر) و سهام را به وام دهنده بازگرداند. بیشترین سرمایه گذار می تواند در فروش کوتاه 100 درصد باشد - ضرر بالقوه نامحدود است. این امر به این دلیل است که چرا فروش کوتاه یک فعالیت تا حدودی خطرناک است.

بسیاری از سرمایه گذاران با ارزش در دهه نود شروع به کوتاه شدن کرده اند ، فقط برای دیدن قیمت سهام برای صعود حتی بالاتر. این مانند قدم زدن در جلوی یک کامیون سریع در بزرگراه بود - خیلی سریع به گول زدن می رود و می خواهید خرد شوید - و سپس برخی. اقتصاددان کینز مشهور اظهار داشت که بازار می تواند "غیر منطقی بماند تا بتوانید حلال بمانید."حتی اگر حق با شماست ، اگر سرمایه گذاران متوجه آن نشوند و قیمت سهام را بیشتر تحت فشار قرار دهند ، باز هم می توانید شکسته شوید.

جان تمپلتون ، با توجه به این مشکل ، حداکثر مفهوم بدبینی خود را بر روی سر خود می چرخاند و دید که نقطه حداکثر خوش بینی نزدیکتر می شود. علاوه بر سطح ارزیابی پوچ ، با این که برخی از شرکت های فنی براساس تعداد مهندسان دکتری که در حقوق و دستمزد خود داشتند ، ارزش گذاری می کنند ، Templeton عوامل دیگری را نیز در نظر گرفته است. او به دنبال IPO به معاملات خودی علاقه مند بود. در پیشنهادات عمومی اولیه ، که در آن سهام به عموم مردم فروخته می شود ، خودی ها اغلب به خاطر سهم خود با سهام قابل توجهی در شرکت پاداش می گیرند. با این حال ، معمولاً یک دوره قفل بعد از IPO وجود دارد ، جایی که خودیها نمی توانند سهام خود را تجارت کنند. در سال 1999 و 2000 ، فعالیت IPO فوق العاده ای وجود داشت که سهام در سطح بلند ارزش داشت. تمپلتون احساس اطمینان کرد که در بسیاری از موارد ، خودی ها بلافاصله پس از دوره قفل شروع به فروش می کنند و به عنوان کاتالیزور برای شروع فروش سنگین عمل می کنند. تمپلتون انقضاء قفل را تحقیق کرد. او از زمان IPO روی سهام خود متمرکز شد که حداقل سه بار قیمت آن را افزایش داده و چند روز قبل از انقضای قفل آنها را کوتاه فروخته است. او در کل 185 میلیون دلار شرط می بندد. تمپلتون ، که از خطرات فروش کوتاه آگاه بود ، در صورت حرکت برخی از مواضع علیه وی ، سریع می توانست ضرر و زیان را در نقاط از پیش تعیین شده پوشش دهد. او به برندگان اجازه داد خیلی بیشتر اجرا کنند ، اما برای آن قوانینی نیز تعیین کرده بودند.

یکی دیگر از شاخص های افزایش اعتماد به نفس تمپلتون ، مفهوم وجود خریداران بیشتر ، معکوس سناریو آخرین فروشنده است که در نقطه حداکثر بدبین است. این اتفاق در 10 مارس 2000 رخ داد ، هنگامی که NASDAQ در تمام مدت 5 132 به اوج خود رسید. در همان روز ، وال استریت ژورنال مقاله ای را منتشر کرد که می گوید سرمایه گذاران محافظه کار شروع به اعتقاد به سهام فناوری می کردند و آنها را رها می کردندروشهای قدیمی. و شما نمی توانید آنها را مقصر بدانید ، زیرا این بار ، واقعاً متفاوت بود ، درست است؟

<--img src="https://www.brokenleginvesting.com/wp-content/uploads/2016/09/John-Templeton-and-Mother-Teresa.jpg" alt="John Templeton and Mother Teresa" width="" height="" />

Nasdaq نزول خود را آغاز کرد. از بالای 5 132 به 321 دلار کاهش یافت ، که 35 ٪ کاهش بیش از یک ماه قبل از بازیابی چند امتیاز فقط برای ادامه اسلاید رو به پایین خود به 2 407 دلار تا پایان سال. پایین آن در تاریخ 4 اکتبر 2002 با قیمت 1 140 دلار به دست آمد. بسیاری از سرمایه گذاران پس انداز زندگی خود را به طور کامل از بین بردند - حباب فناوری واقعاً پشت سر گذاشته بود و هیچ چیزی جز رویاهای شکسته (لوله) پشت سر گذاشت.

در مورد جان تمپلتون ، او 90 میلیون دلار در طول سال 2000 حباب فناوری را کوتاه کرد - گاهی اوقات ، راه های قدیمی هنوز هم بهترین است.

9. زندگی مربوط به آنچه شما می گیرید نیست

از قضا ، مانند بسیاری از سرمایه گذاران بزرگ دیگر ، جان تمپلتون هرگز به فواید مادی گرایانه پول بیش از حد اهمیت نمی داد - او به جای آن ، خود را در بشردوستانه غوطه ور کرد ، جایی که می توانست پول خود را به خوبی استفاده کند. او عاشق روند سرمایه گذاری بود ، جایی که پول در آن حیاط بود.

به عنوان یک جوان ، تمپلتون به عنوان یک سرمایه گذار به بالاترین سطح موفقیت رسید. او از سخت کوشی لازم برای رسیدن به آنجا دور نشد - برعکس ، او آن را با نگرش مثبت مشخص خود پذیرفت ، زیرا می دانست که دشواری در رسیدن به آنجا چیزی است که آن را عالی کرده است.

آدرس ایمیل خود را در زیر وارد کنید و ما یک نسخه از نامه سرمایه گذاری پای شکسته و بینش را به 4 مورد از بالاترین استراتژی های با ارزش عمیق در دسترس که امروزه در دسترس است ، برای شما ارسال خواهیم کرد.

خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عفت السادات شجاعی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 29 اسفند 1401 ساعت: 12:19