افزایش انباشت سرمایه و مواد ، دولت چین را وادار کرده است تا به دنبال راه حل های خارج از کشور باشد. ابتکار کمربند و جاده (BRI) با پروژه های زیربنایی بین منطقه ای که اوراسیا و آفریقا را به هم وصل می کند ، سرمایه گذاری بارز در این تلاش است. پروژه های جاده ای ، راه آهن ، بندر و انرژی چین ، که تحت عنوان BRI Biner اجرا شده اند ، در آفریقا گسترده شده اند. این مقاله محرک های BRI را در تکامل پس از اصلاحات اقتصاد چین ردیابی می کند و BRI را به عنوان یک "رفع فضایی" چند جانبی با هدف پرداختن به انباشت مزمن مزمن می کند. این مقاله با تمرکز بر کنیا ، جیبوتی و اتیوپی ، چگونگی تأمین اعتبار وام مربوط به پروژه های BRI را نشان می دهد که تضادهایی را که ناشی از رفع فضایی چین در آفریقا است ، نشان می دهد. نگرانی در مورد بحران بدهی در مورد این قاره و پایداری اقتصادی مشکوک برخی از پروژه های BRI در میان انقباض اقتصادی ناشی از Covid-19 مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. امید به تحول اقتصادی آفریقا بر اساس افزایش اتصال به BRI بعید است تحقق یابد.
از سرگیری
la surachumulation croissante de capitaux et de matérial a contraint le gouveement chinois à chercher des solutions à l’tranger. L’Iriniative «La Ceinture et la Route» (BRI) ، Avec Ses Projets D’INFRASTRACTURS TRANSRéGIONES CONNITANT L’URASIE et l’Afrique ، Est la Marque de Fabrique de Cette Stratégie. Les Projets Routiers ، Ferroviaires ، Portuaires et énergétiques chinois ، mis en œuvre dans le cadre de la bri ، se sont répandus en afrique. مقاله CET retrace les moteurs de la bri dans l’volution post-réforme de l’ économie chinoise et conceptualise la bri comme un «صحیح فضایی» ریست چند وکتور à remédier à la suracumulation Chronique. en se conventrant sur le kenya ، jibouti et l’ éthiopie ، مقاله مقاله l’Artice le le le le lies liés aux projets de la bri révèle تضادهای qui émergent du «صحیح فضایی» de la chine en afrique. Les quosiétudes نگران کننده Une Crise de la dette sur le continent et la viabilité économique douteuse de Explates de la bri sont devenues به علاوه مطبوعات dans le contexte de la enconomique entraînée par la covid-19. il est peu peu que que espoirs de تحول économique de l’afrique basés sur une coectivité accrue dans le cadre de la bri se matérialisent.
معرفی
ادغام آفریقا در ابتکار کمربند و جاده (BRI) ، یک برنامه جهانی ساخت زیرساخت ها (از جمله سایر عناصر) ، که توسط چین در سال 2013 اعلام شده است ، توسط گفتمان های رسمی که نوید توسعه "Wi n-Win" را از همکاری نزدیکتر و اتصال به دست آورده است ، قاب بندی شده است. بشرمجموعه مقالات مجمع 2018 برای اجلاس همکاری چین و آفریقا (FOCAC) با مراجعه به BRI ، از آفریقا به عنوان "بخشی از گسترش تاریخی و طبیعی کمربند و جاده" و "یک شرکت کننده مهم در ابتکار عمل" صحبت می شود."(FOCAC 2018 ، بند 4. 2 ، تأکید افزود). براساس دولت چین ، 37 کشور آفریقایی و اتحادیه آفریقا تا آوریل 2019 متعهد به ابتکار عمل شدند (دلار 2019 ، 2). اصلی برای BRI در آفریقا ، ادغام این قاره در شبکه ها و راهروهای زیرساختی بین منطقه ای ، به عنوان بخشی از جاده جدید ابریشم دریایی است (به Jian 2018 ؛ Mayer and Zhang 2020 ؛ Sum 2019) ، که تکمیل "کمربند" مستقر در زمین است. از طریق اوراسیاپروژه های در مقیاس بزرگ ، مانند تحولات بندری در جیبوتی و لامو ، کنیا و خطوط ریلی در اتیوپی و کنیا ، به پروژه های "پرچمدار" بری تبدیل شده اند که انتظار می رود رشد اقتصادی را تقویت کرده و رونق گسترده ای را ایجاد کند.
علی رغم روایت رسمی "Wi n-Win" ، BRI باعث جنجال های اساسی در آفریقا شده است. van der merwe استدلال می کند که
[T] او برنامه های زیرساختی ابتکار عمل [BRI] را به عنوان استعمار بی شرمانه افشا می کند ، زیرا میراث حمل و نقل منابع به سمت بنادر را تقویت می کند - و نه بین کشورهای همسایه. حتی در موردی که زیرساخت های حمل و نقل بین کشورها ایجاد می شود ، فرض این است که این امر باعث می شود حرکت کالاهای تولیدی از راه دور چینی بر روی بازارها تسهیل شود.(Van de Merwe 2019 ، 210)
فرضیه "دیپلماسی تله بدهی" (Chellaney 2017) باعث شده است که حتی بیشتر باعث تجاوز بیشتر شود. تمام راه تا کاخ سفید ، از نظر سیاسی برای بی اعتبار کردن سرمایه گذاری های چینی در زیرساخت های آفریقا ابراز شده است (به Nyabiage 2019 ؛ رویترز 2018 ؛ اقتصاددان 2019). یک "تله بدهی" چینی دلالت بر یک تلاش عمدی برای تحریک قاره بدهی دارد و باید رد شود (Carmody 2020). با این وجود ، کمیت و پایداری بدهی که توسط برخی از کشورهای آفریقایی برای زیرساخت های ساخته شده با چینی منعقد شده است ، به عنوان یک امکان سنجی اقتصادی و مزایای بلند مدت برخی از پروژه های BRI به یک نگرانی معتبر تبدیل شده است. در حالی که شرکت های غربی عموماً از هجوم تأمین مالی وام چینی به آفریقا استقبال کرده اند (به Sun و همکاران 2017 مراجعه کنید) ، یک اجرایی مودی هشدار داد: "مگر اینکه سرمایه گذاری آفریقایی تأمین مالی توسط وام های چینی باعث ایجاد سود اقتصادی قابل توجهی شود که باعث افزایش ظرفیت خدمات بدهی آفریقای زیر صحرایی می شود. دولت ها ، پیامدهای اعتباری چنین وام ها شامل بارهای بدهی بالاتر ، قیمت بدهی ضعیف تر و مواضع خارجی ضعیف تر است. »(روگوویچ به نقل از گزارش تجاری IOL 2018). انقباض اقتصادی جهانی ناشی از COVID-19 فوریت به این موارد اضافه کرده است.
ما یک ارزیابی انتقادی از رانندگان BRI انجام می دهیم و تضادهایی را نشان می دهیم که به روایت های رسمی مانند "باز بودن ، شفافیت و نتایج برنده" شک و تردید می شود و با هدف ارتقاء با کیفیت بالا و پایدار ، از آنها حمایت و تمرین می شود. توسعه برای همه "(FOCAC 2018 ، بند 4. 1). در حالی که ضرورت های رانندگی BRI منشأ خود را در پویایی و تعامل بین اقتصادهای جهانی و چین دارند ، مادی سازی BRI همچنین به تقاضای سیاسی در دریافت اقتصادها برای زیرساخت ها بستگی دارد (نگاه کنید به Nugent 2018). در حقیقت ، BRI به منبع استقبال بودجه دولت های آفریقایی برای اجرای پروژه های زیرساختی که مدت ها برنامه ریزی شده اند ، تبدیل شده است (آنتونی 2020). با دلالت ، نیاز به یک جفت استراتژیک بین نخبگان دولتی در آفریقا و کسانی که در چین (و همچنین تعداد فزاینده ای از بازیگران دیگر از بخش های دولتی و خصوصی) وجود دارد ، برای به وجود آوردن پروژه های BRI وجود دارد (هان و وببر 2020). در این مقاله ، ما BRI را به عنوان یک رفع مکانی چند بردار و مجموعه (هاروی 1982) مفهوم سازی می کنیم ، که منعکس کننده مشکلات عمومی و خاص تجمع سرمایه در چین و به طور گسترده تر است ، در حالی که با ابعاد ژئوپلیتیکی نیز در هم تنیده شده است. ما سپس پیامدهای این فراتر از آفریقا را از طریق سه مطالعه موردی از کشورهایی که به شدت در این ابتکار عمل می کنند ، بررسی می کنیم: کنیا ، اتیوپی و جیبوتی.
تکامل پس از اصلاحات اقتصاد چین و ضروری BRI
دینامیک داخلی در چین هم اکنون هم سیاست گذاران در پکن و هم بازیگران بازار را مجبور می کند تا به دنبال فرصت هایی در خارج از کشور باشند ، زیرا بیش از حد و انباشت بیش از حد نیاز به صادرات این حجم های اضافی دارد. پس از شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1978 ، چین به سرعت به سمت بازار تبدیل شد و به مکانیسم غالب تخصیص منابع در آن جامعه تبدیل شد (یائو 2010). از طریق "انقلاب منفعل" ، جایی که یک نخبگان حاکم به طور چشمگیری مسیر سیاست را برای سیمان کردن حکومت خود تغییر می دهند (گرامشی 1971) ، یک شکل سلسله مراتبی و بی رحمانه تر سرمایه داری در چین پدیدار شد (هارت-لندزبرگ و بورکت 2004 ، 26). عضویت پکن در سازمان تجارت جهانی در سال 2001 و بدین ترتیب سختگیری های نئولیبرالیسم جهانی فصل جدیدی را در بین المللی شدن اقتصاد خود آغاز کرد و با کاهش تعرفه های اضافی و خدمات و بخش های کشاورزی آزاد شد (Panitchpakdi و Clifford 2002 ، 164).
در نتیجه اصلاحات ، بخش صادرات گرا به سرعت موتور رشد شد. در سال 1980 ، چین 11. 3 میلیارد دلار در سطح جهان صادر کرد ، در حالی که تا سال 2017 این به 2. 4 تریلیون دلار رسیده بود - 212 برابر بیشتر (بانک جهانی 2019a). اکنون چین با "یک طبقه قدرتمند سرمایه داری شهری و صنعتی ، به ویژه در منطقه ساحلی جنوبی ، به طور قابل توجهی بر محافل دولت تا و از جمله Polituro و همچنین داشتن روابط نزدیک با سرمایه گذاران و شرکت های خارجی مستقر در چین برای اهداف صادراتی تأثیر می گذارد" "(وانایک 2013 ، 199). در واقع بین بخش های دولتی و خصوصی وجود دارد ، زیرا صدها عضو پارلمان چین میلیاردرها هستند (Wee 2018). متفقین با عناصر مدیریتی واقع در بخش کاهش یافته شرکت دولتی (SOE) ، آنها خواستار هزینه های زیادی برای حمایت از بخش صادرات و ساخت زیرساخت ها در سراسر کشور برای تسهیل منافع تجاری خود هستند (LUI 2007 ، 90-95). در دهه 2000 این امر به میزان قابل توجهی در افزایش قیمت کالاهای جهانی کمک کرد و باعث ایجاد سنبله ای شد که نرخ رشد بالایی را در سراسر آفریقا ایجاد کرد (به تیلور 2014 مراجعه کنید). اگرچه این مورد توسط برخی به عنوان دوره ای برگزار شد که قاره "در حال افزایش" بود ، این روایت ارتباط چندانی با واقعیت های اقتصادی و اجتماعی نداشت (تیلور 2016).
در نتیجه پویایی که در بالا توضیح داده شد ، تضادها در اقتصاد چین شروع به توسعه و بالغ شدن کردند. کارگران چینی دیگر یک استخر نیروی کار ارزان قیمت نیستند ، زیرا رشد سریع اقتصادی با کمبودهای موجود در شهرهای ساحلی که سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) در ابتدا متمرکز شده بود ، دستمزدها را به میزان قابل توجهی افزایش می داد. دستمزد متوسط ماهانه در شانگهای اکنون 1135 دلار آمریکا است که نزدیک به لهستان (1569 دلار) و تقریباً مشابه مجارستان (1139 دلار) است (Rapoza 2017). اساساً برای چین ، از آنجا که حدود سال 2010 دستمزدها سریعتر از بهره وری نیروی کار افزایش یافته و منجر به کاهش سهم سود و نرخ سود می شود (نگاه کنید به گلارد 2015).
برای حفظ رقابت در صادرات و واردات خارجی ، آنچه برای اقتصاد اهمیت دارد نرخ دستمزد مطلق نیست بلکه نسبت به بهره وری نیروی کار چقدر است. در پاسخ به افزایش دستمزد برخی از شرکت های بزرگ ، مانند شرکت تایوانی Foxco ، که بسیاری از آیفون های اپل را مونتاژ می کند ، عملیات مونتاژ خود را به داخل کشور چین منتقل کردند (Grimmel and Li 2018). چنین جابجایی های داخل کشور دولت را برای بهبود پیوندهای حمل و نقل به شرق از طریق BRI تحریک می کند ، به ویژه که با توجه به زمان گردش سریع محصول ، با توجه به زمان گردش مالی محصول ، حساس به زمان حساس است و حمل و نقل زمینی سریعتر از دریا است. حرکت کارخانه های مونتاژ در داخل کشور یک جنبه یا عنصر اولیه رفع فضایی برای فشار سود را نشان می دهد ، اما BRI بیانگر کاملترین بیان آن است.
از سال 1977 تا 2007 ، نسبت نمونه خروجی چین به طور کلی افزایش می یابد و تا سال 2007 به 0. 69 افزایش می یابد. از آن زمان ، نسبت نمونه خروجی چین دوباره به سمت پایین روند و تا سال 2015 به 0. 54 سقوط کرده است. این به سطحی نزدیک می شود که از نظر تاریخی با رکود بزرگ آمریکا در ارتباط بوده است.(لی 2017 ، 398)
این همچنین در کاهش نرخ سود منعکس شده است. بین سالهای 1990 و 2010 ، نرخ سود بخش تجارت چین 25 ٪ بود ، به طور قابل توجهی بالاتر از ایالات متحده تقریباً 10 ٪ (لی 2016 ، 168). این نرخ سود جمع آوری سرمایه گذاری شده سرمایه در چین است. با این حال ، نرخ سود چین در سال 2011 به اوج خود رسید و از آن زمان 30 ٪ کاهش یافته است. نرخ در سال 2019 بالاتر از نرخ سالانه سال 2009 نبود ، که عمق بحران مالی را نشان می داد (گرین 2019 ، 2). برخی تخمین ها همچنین حاکی از آن است که بهره وری کل فاکتور در چین از سال 2008 تا 2010 با نرخ 2. 3 ٪ در سال کاهش یافته است (WU 2014 به نقل از هوانگ 2016) ، زیرا این کشور با دام درآمد متوسط دست و پنجه نرم می کرد ، جایی که دیگر خیلی کم نیستتولید کننده هزینه کار ، با اکثر توسعه فناوری پیشرفته جهان در کشورهای اصلی متمرکز است.
نرخ رشد سود چین اکنون به طور قابل توجهی پایین تر از نرخ انباشت برای مدتی بوده است ، بنابراین باعث کاهش نسبت سرمایه گذاری می شود. در سال 2017 ، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص چین به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی خود (تولید ناخالص داخلی) 41. 89 ٪ (بانک جهانی 2019b) بود. تقابل بین انباشت یا نرخ سرمایه گذاری چین و کاهش نرخ رشد سود آن از سال 2011 کاملاً واضح بوده است ، همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است.
رفع فضایی و "دیپلماسی بدهی" چین در آفریقا: کمربند محدود کننده یا راه تحول اقتصادی؟
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 1. نرخ تجمع چین در مقابل نرخ رشد سود آن
رقابت بین سرمایه داری در چین به این معنی است که سود به طور ناهموار پخش می شود. بنابراین ، حتی اگر میانگین نرخ سود در سطح اقتصاد مثبت باقی بماند (حتی به عنوان مثال 2. 7 ٪) ، بخش های قابل توجهی از اقتصاد ممکن است بازده منفی را تجربه کند اگر میانگین نرخ سود در زیر سطح قابل قبول باشد (وابسته به بخش)بشربا افزایش سود در چین ، ایجاد راه های جدید برای سود در خارج از کشور انگیزه اصلی برای دخالت بنگاه های چینی در BRI است.
مشکلات مربوط به سود پس از بحران مالی آتلانتیک شمالی 2008-2009 با وقایع همراه بود. همانطور که بسیاری از اقتصادهای غربی به رکود اقتصادی رفتند ، بازار صادرات چین با قرارداد قرارداد بست. مقابله با لاغری در صادرات (مبنای زمان مدل رشد آن) ، سیاست گذاران چینی یک بسته محرک عظیم را آغاز کردند که بخش اعظم آن برای زیرساخت ها صرف می شود (یو شین 2016). چین از سال 2011 تا 2013 از سیمان بیشتری نسبت به ایالات متحده که در کل قرن بیستم مصرف کرده است استفاده کرد (واشنگتن پست 2015). علاوه بر این ، صنعت فولاد چین 300-400 میلیون تن ظرفیت اضافی تولید کرده است (هوانگ 2016 ؛ CAI 2017). تشکیل سرمایه ثابت ناخالص چین از 1. 38 تریلیون دلار در سال 2007 به 5. 12 تریلیون دلار در سال 2017 تبدیل شد (CEIC 2019).
با بالغ شدن اقتصاد سرمایه داری ، صنعت تمایل به افزایش سرمایه بیشتر دارد. بنابراین ، سرمایه گذاری در ماشین آلات نسبت به هزینه های کار افزایش می یابد و نرخ سود را کاهش می دهد. این منجر به "قانون گرایش نرخ سود به سقوط" می شود (مارکس ، 1988 [1894] ، 211-266) زیرا تضاد بین نیروهای فن آوری در حال رشد و روابط اجتماعی تولید ، به دلیل وجود در آنجا توسعه می یابد. به عنوان یک بازار ناکافی برای محصولات صنعتی در داخل کشور.
در چین ، رشد سریع اقتصاد باعث رشد دستمزد ، فشار بر نرخ سود و تشویق رشد در ترکیب ارگانیک سرمایه یا جایگزینی سرمایه برای نیروی کار ، علاوه بر ایجاد فشار برای برون مرزی ، شد. مارکس نشان می دهد که راه های خارج از نرخ سود ممکن است با نرخ تشدید بهره برداری از نیروی کار واقع شود. افسردگی دستمزدها زیر ارزش نیروی کار ؛جمعیت بیش از حد نسبی به گونه ای که بر افسردگی دستمزدها تأثیر بگذارد. و گسترش خارجی از طریق تجارت (مارکس 1988 [1894] ، 232-240). به غیر از تجارت خارجی ، هیچ یک از این راه حل ها ممکن است در چین آغاز شود ، که با این نظر مارکس هماهنگ است که گرایش های بحران به طور داخلی در شیوه تولید سرمایه داری تولید می شود و بنابراین یک قطعنامه ملی امکان پذیر نیست. بنابراین ، یافتن بازارهای جدید در خارج از کشور و صادر کردن مواد و سرمایه های مازاد "رفع فضایی" برای مشکلات اقتصادی چین در مورد تجمع بیش از حد و کاهش سود است (هاروی 2016 ، 65).
BRI به عنوان "رفع فضایی" چند جانبی
گرایش گسترده سرمایه در قلب نظریه های مارکسیستی امپریالیسم بوده است. در فکر لنین در سال 1948 [1917] ، تولید بیش از حد سرمایه نیاز به رسانه های جدید برای سرمایه گذاری داشت. لوکزامبورگ (2004 [1913]) استدلال کرد که سرمایه داران تلاش می کنند تا سود را از طریق تخلیه کالاهای مازاد در خارج از کشور و همچنین دسترسی به منابع جدید تأمین و استخرهای کار انجام دهند. آنچه دیوید هاروی (1982) آن را "رفع فضایی" نامید ، یکی از واکنش های احتمالی در مورد تجمع بیش از حد است و شامل تغییر جغرافیای سرمایه گذاری و هزینه های غرق شده در تلاش های طولانی مدت مانند زیرساخت های فیزیکی است."رفع" هاروی نشان می دهد که سرمایه برای مدت زمان نسبتاً طولانی "در و در زمین ثابت شده است (بسته به طول عمر اقتصادی و جسمی آن)" (هاروی 2003 ، 115). به معنای استعاری ، این نشانگر "راه حل خاص برای بحران های سرمایه داری از طریق تعویق موقتی و گسترش جغرافیایی" است (هاروی 2003 ، 115) در این سرمایه مازاد در خارج از کشور در سرمایه گذاری با زمان حاملگی طولانی مستقر می شود. هر دوی اینها در مشارکتهای چینی در آفریقا شواهدی است (به زجونتز 2020a ، 2020b مراجعه کنید).
در حالی که ما تصدیق می کنیم که درگیری سرمایه داری چینی با قاره آفریقا لزوماً از نظر تاریخی خاص است ، "حرکت" سرمایه مازاد چینی و "سرمایه گذاری بدهی وام" (مبلغ 2019 ، 538) تحت BRI ، به طور خاص ، گرایش های فضایی و زمانی را نشان می دهد. همانطور که توسط هاروی شرح داده شده است ، ذاتی برای تجمع سرمایه داری به طور کلی تر است. این ارزیابی باید برای از بین بردن برخی از اخلاق جالب توجه در مورد اینکه آیا درگیری سرمایه داری چینی با قاره برتر یا فرومایه از سایر سرمایه گذاری های سرمایه داری در آفریقا است ، حتی اگر سرمایه دولتی تا حدی قاب های زمانی و محدودیت های متفاوتی داشته باشد ، کافی است (لی 2017). همانطور که آیرز استدلال می کند ، "[c] apitalism با خصوصیات چینی" از سرمایه داری متوقف نمی شود. با این حال ، تا حد زیادی از ادبیات گسترده در مورد نقش چین (و سایر کشورهای در حال ظهور) یک تئوری مداوم سرمایه داری است. »(آیرز 2013 ، 236). منطق و انگیزه اساسی سرمایه داری و سرمایه ، سرگرم کننده سود است: "رانندگی بی حد و حصر برای غنی سازی" و "تعقیب و گریز پرشور پس از ارزش" (مارکس 1976 [1867] ، 254).
با توجه به الگوی رشد صادرات گرا آن ، ذخایر ارز پکن از 200 میلیارد دلار در سال 2001 به 4 تریلیون دلار در سال 2014 شلیک شد. ضرورت سرمایه گذاری مجدد این ذخایر یکی از عواملی بود که باعث شد شی جینپینگ باعث تحریک یک برنامه جدید جدید شود ، به عنوان اینپویایی انباشت بیش از حد همراه با مشخصات اقتصاد صادرات گرا در چین. XI در ابتدا به اصطلاح جاده ابریشم جدید به عنوان برنامه ساخت و سازهای گسترده زیرساختی در سراسر اوراسیا برای تسهیل تجارت و سرمایه گذاری اعلام کرد. بعداً یک جاده ابریشم دریایی ارائه شد و چین را در سراسر اقیانوس هند به آفریقای شرقی پیوند داد. این پروژه به دنبال این است که ادغام اقتصادی نقاط بزرگ جهان را تحت عنوان اقتصادی چین و به تبع آن ، به موقع رهبری سیاسی (ماسا 2018) سریعتر کند.
در طی یک سال از راه اندازی خود ، پکن بانک زیرساخت و سرمایه گذاری آسیا را با 100 میلیارد دلار سرمایه آمریکا تأسیس کرد. 56 ایالت به سرعت به عنوان عضو ثبت نام کردند. چین همچنین یک صندوق جاده ابریشم 40 میلیارد دلاری آمریکا را که برای پروژه های سهام خصوصی در نظر گرفته شده بود افتتاح کرد. در ماه مه سال 2017 ، چین میزبان اجلاس کمربند و جاده بود که رهبران ملی نزدیک به سی کشور در آن شرکت کردند. شی جینپینگ (2019) BRI را از نزدیک با شخصیت و قانون خود هماهنگ کرده است. با بیان بی حد و حصر آن ، "سرمایه گذاری پیش بینی شده تحت BRI از 1. 4 تریلیون دلار تا 6 تریلیون دلار" (فن ژی 2018 ، 85). اینکه BRI به عنوان یک رفع فضایی مؤثر برای چین خدمت می کند ، آشکارا توسط او یافی ، معاون وزیر امور امور امور خارجه چین در شورای دولتی ، که اظهار داشت: اظهار داشت:
ظرفیت اضافی ناشی از تعدیل اساسی اقتصادی چین در برابر اقتصاد جهانی است. با تأثیرات ضرب و شتم بحران مالی جهانی که در رکود اقتصادی ملل پیشرفته آشکار می شود ، همراه با کندی تقاضای داخلی چین ، بیش از حد صنعتی ، که طی چند دهه انباشته شده است ، به تسکین شدید رسیده است ... [و] نتیجه گرفته استدر کاهش شدید سود [و] انباشت بدهی و ورشکستگی نزدیک برای بسیاری از شرکت ها. در صورت عدم بررسی ، می تواند منجر به وام های بد برای بانک ها ، آسیب رساندن به اکوسیستم و ورشکستگی برای کل بخش های صنایعی شود که به نوبه خود بر تحول مدل رشد [چینی] و بهبود معیشت مردم تأثیر می گذارد. این حتی می تواند جامعه را بی ثبات کند. دولت چین با هدایت اصول ارائه شده در پلنوم سوم ، دستورالعمل هایی را برای حل و فصل آن ارائه داده است. مهمترین چیز این است که با "بیرون کشیدن" این ظرفیت بر اساس استراتژی توسعه خود در خارج از کشور و سیاست خارجی ، این چالش را به یک فرصت تبدیل کنید.(او یافی 2014)
رئیس جمهور Xi همچنین استدلال کرده است که همسایگان چین "ارزش استراتژیک بسیار قابل توجهی" دارند (به نقل از CAI 2017). بنابراین ، BRI ، پروژه همکاری ظرفیت صنعتی (ICC) برای صادرات ظرفیت صنعتی مازاد در خارج از کشور (Kenderline and Ling ، 2018) را نمی توان از ملاحظات داخلی در چین جدا کرد. همانطور که ذکر شد ، بیش از حد و انباشت بیش از حد ، محرک های پشت سر هم پکن برای صادرات محصولات با ظرفیت اضافی در خارج از کشور و انتقال سرمایه مازاد به خارج از کشور است (چین در سال 2014 صادر کننده خالص سرمایه شد). بنابراین این یک رفع فضایی چند بردار را نشان می دهد ، زیرا BRI به طور همزمان به اهداف مختلفی می رسد. تجارت همچنان بردار اصلی رفع فضایی تحت BRI است. در حال حاضر تا سال 2014-2016 ، تجارت بین ملت های درگیر در BRI و چین به بیش از 3 تریلیون دلار آمریکا (Ehizuelen و Abdi 2018) رسیده بود و به طور گسترده از سرمایه گذاری های چینی در زیرساخت ها و سایر بخش ها در آن کشورها فراتر رفت."تجمع گسترده" در زمینه BRI مربوط به کلیت اقتصاد چین از جمله تجارت است و نباید به FDI بیرونی کاهش یابد. کشورهای شریک BRI از طریق تهیه بازار ، سرمایه گذاری و بدهی های خود ، یک رفع فضایی ارائه می دهند.
در تظاهرات مشخص خود از BRI ، رفع فضایی چینی بسیاری از مناطق ، سرزمین ها و مقیاس ها را شامل می شود و از این طریق محکم اوراسیا و آفریقا را در "شیوه زیرساختی چین گرا در تولید ، امور مالی و امنیت" ادغام می کند (جمع 2019 ، 529 ، 529 ، 529؛ همچنین به مایر و ژانگ 2020 مراجعه کنید). BRI راهی برای باز کردن بازارهای کالاهای چینی از طریق پیشرفت های زیرساختی و گسترش استانداردهای سینو است. این کشور همچنین سرزمین های دیگر را در شبکه های تولید جهانی محور چین ادغام می کند تا از ورودی های فاکتور یا موقوفات مانند کار کم هزینه یا مواد اولیه با کیفیت و/یا کم هزینه استفاده کند."پکن در تلاش است تا یک نهاد اوراسیا متصل و منسجم را با چین به عنوان نقطه کانونی اتصال اساسی ایجاد کند" (گرگ 2020 ، 1) ، با تأکید فزاینده ای بر تولید و نوآوری پیشرفته در داخل کشور (CAI 2017).
این جنبه ها همچنین به عنوان BRI به عنوان یک پروژه ژئوپلیتیکی برای تعبیه متفقین از نظر اقتصادی ، در جایی که وام ها به طور بالقوه می توانند در برابر دارایی های موجود اوراق بهادار شوند ، اوراق بهادار می شوند. اگرچه بسیار بحث برانگیز است ، این فرضیه به چین اجازه می دهد تا در صورت وجود پریشانی بدهی یا وام به طور پیش فرض ، تأثیر قابل توجهی/بیش از حد بر رژیم های سیاست دولت های میزبان اعمال کند. چین ترجیح می دهد وام های اعطایی به جای کمک های مالی به کشورهای دریافت کننده برای حفظ اهرم سیاسی بدهد (ارتباطات شخصی محرمانه ، 2019). انحراف مشکلات چین در خارج از کشور از طریق BRI و پروژه های ICC مرتبط با آن که در سال 2014 اعلام شد ، با این حال ، در چالش های پویایی خود برای آفریقا است. به ویژه ، به اصطلاح "دیپلماسی بدهی" به عنوان یک مسئله مهم نگرانی شناخته شده است.
BRI در آفریقا: هزینه های بالا ، مزایای محدود؟
در صورت موفقیت آمیز ، BRI حدود هفتاد کشور را درگیر خواهد کرد و سرمایه گذاری کل در تریلیون دلار (Balding 2017) را اعلام کرده است. شک و تردید در مورد در دسترس بودن چنین تأمین مالی عظیم ، نگرانی در مورد پایداری بدهی های متحمل شده توسط کشورهای شرکت کننده و این سؤال که چگونه پکن به چنین عدم قطعیت ها پاسخ خواهد داد ، بسیار مهم است. در واقع ، انصار و همکاران.(2016 ، ذکر شده در Plummer 2019) دریافت که در بیشتر موارد در چین ، سرمایه گذاری های زیرساختی از طریق کانال بدهی تأثیر منفی بر اقتصاد دارند. پایداری تأمین مالی BRI بدون شک تا حدودی به بهره وری پروژه های BRI بستگی دارد ، با سابقه مختلط تا به امروز. برخی ، مانند خرید چینی بندر یونانی پیرائوس ، رونق گرفته اند (MaçÃes 2018) ، در حالی که برخی دیگر (برخی از آنها با جزئیات بیشتر در زیر توضیح داده شده اند) مشکلات شدیدی را تجربه کرده اند. در این مثال ، به یاد داشته باشید که در یک مقطع هنگام انتقال چین به سمت سرمایه داری تحت فشار دولت ، تا 40 ٪ از سیاست های داخلی چین به عنوان آزمایشی تعیین شده است (UNDP 2014). BRI به این معنا می تواند به عنوان گسترش یک رژیم حاکمیت آزمایشی از چین به اوراسیا و فراتر از آن مفهوم سازی شود (Carmody ، Krageulund و Reboredo 2020). در واقع ، Narins and Agnew (2020 ، 6) BRI را می بینند که "یک هویت جدید رژیم حاکمیت جهانی گرایانه" (تأکید اصلی) است.
کدورت سیاست چینی در مورد پرداخت وام آن نگران کننده است (دلار 2019 ؛ هورن ، راینهارت و Trebesch 2019 ؛ هورلی ، موریس و پورتلند 2019 ؛ موریس و همکاران 2020). داده های رسمی در مورد وام های چینی در دسترس عموم نیست ، و بنابراین همه آمار گردش شده تقریبی هستند. پکن عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) نیست و در سیستم گزارشگری طلبکار آن سازمان شرکت نمی کند. علاوه بر این ، بانک های دولتی چین به ندرت اطلاعات مربوط به قراردادهای تأمین مالی را منتشر می کنند ، در حالی که دریافت کنندگان چنین وام هایی به طور عادت چنین اطلاعاتی را مشخص نمی کنند. با این حال ، داده ها نشان می دهد که از سال 2000 تا 2017 ، دولت چین ، بانک ها و پیمانکاران 143 میلیارد دلار وام به دولت های آفریقایی و SOE (Infomineo 2018) تمدید کرده اند (Infomineo 2018) ، و تخمین ها حاکی از آن است که وام به آفریقا توسط بانک توسعه چین و صادرات و وارداتبانک مرکزی چین تقریباً 23 ٪ از کل خارج از کشور چین است (آلدن و لو جیانگ ، 2019).
نگرانی های پایداری بدهی در آفریقا نیز با توجه به انقباض اقتصادی جهانی ناشی از COVID-19 ، که چندین کشور آفریقایی مانند زامبیا ، کنیا و جیبوتی را در آستانه پیش فرض قرار می دهد ، افزایش یافته است. دو موضوع اصلی در مورد تأمین اعتبار پروژه های BRI در آفریقا بوجود آمده است. اولین مراکز پیرامون این سؤال که آیا وام سرمایه ، کشورهای گیرنده را با مبلغ بدهی ترک می کند که ممکن است مانع سرمایه گذاری دیگر در بخش هایی شود که نیاز به تأمین مالی دارند. دوم این است که آیا به عنوان بخشی از BRI ، وابستگی ناسالم به چین به سمت کشورها می رود؟
رانا میتر خاطرنشان كرد كه تلاش عمدی برای به دام انداختن كشورها در بدهی ، خطر تولید واکنش شدید را در بین هر دو جمعیت به طور كلی و با گذشت زمان سیاستمداران (به نقل از كرمودی 2020) به خطر می اندازد. بسته به زمینه سیاسی-سازمانی ، دومی تا حد بیشتری یا کمتر پاسخگو در برابر عموم است. با این حال ، قدرت و اهمیت ساختاری چین به عنوان یک بازار ممکن است اکنون آن را از هرگونه واکنش خاص در موارد خاص عایق کند. به عنوان مثال ، مایکل ساتا ، که یک انتخابات انتخاباتی را برای ریاست جمهوری زامبیا بر روی یک سکوی صریح ضد چینی اداره می کرد ، سفیر چین را به عنوان اولین بازدید کننده رسمی خود پس از افتتاح خود به خانه ایالتی رساند و به سرعت از هرگونه احساسات ضد چینی عقب نشینی کرد (CarMody 2016). گرفتاری بدهی همچنین سیاست عدم مداخله ای را که در پنج اصل همزیستی مسالمت آمیز مورد حمایت قرار می گیرد ، بی اعتبار می کند ، اگرچه چین قبلاً وام هایی را شرط کرده است ، مانند مورد آنگولا ، در مورد داشتن یک برنامه ریاضتی صندوق بین المللی (IMF) در محل (Lwanda 2019)).
روایت ادعای "دیپلماسی بدهی" چین تا حدودی از کدورت وام چینی ناشی شده است. هیچ یک از این دو وام دهنده اصلی ، بانک توسعه چین و بانک چین Exim ، شرایط وام خود را فاش نمی کنند ، اگرچه به نظر می رسد که این از وام های بدون بهره به نرخ های کاملاً تجاری متفاوت است. کشورهای آفریقایی تحت نظارت در این مقاله ، همراه با BRI ، و مبلغ دریافت شده در وام های چین از سال 2000 تا 2018 در جدول 2 ارائه شده است (توجه داشته باشید که داده ها حاکی از مقادیر وام گرفته شده پس از سال 2000 است ؛ آنها آمار بدهی فعلی را مشخص نمی کنندبازپرداخت در چنین وام هایی انجام شده است).
رفع فضایی و "دیپلماسی بدهی" چین در آفریقا: کمربند محدود کننده یا راه تحول اقتصادی؟
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عفت السادات شجاعی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
23 اسفند
1401 ساعت: 17:54