دانته الهی

ساخت وبلاگ

جزئیات مینیاتوری از دانته و بیتریس قبل از عقاب عدالت از کمدی Divina Divina ، که توسط Giovai di Paolo (C 1444-50) نشان داده شده است. با احترام از معتمدین کتابخانه انگلیس ، Yates Thompson MS 36. F162

روان درمانی و نویسنده است و با گروه تحقیقاتی Perspectiva همکاری می کند. وی دارای دکترای فلسفه یونان باستان و مدرک تحصیلی در الهیات و فیزیک است. او نویسنده تاریخ مخفی مسیحیت است: عیسی ، آخرین جوهر ، و تکامل آگاهی (2019) و کمدی الهی دانته: راهنمای سفر معنوی (آینده ، سپتامبر 2021). او در لندن زندگی می کند.

عاشق ائون؟

از کار ما حمایت کنید

دانته آلیگی در اوایل تشخیص داد که سن ما مشکلی دارد. او اولین نویسنده ای بود که از کلمه Modeo ، به زبان ایتالیایی استفاده کرد و دشواری که او با ذهن مدرن مشاهده کرد ، ظرفیت محدود آن برای ارتباط با کل واقعیت ، به ویژه جنبه های معنوی است. این ممکن است با توجه به اینکه شاهکار او ، کمدی الهی ، اغلب به عنوان یکی از درخشان ترین خلاقیت های قرون وسطایی توصیف می شود ، این ممکن است شگفت آور به نظر برسد. این به عنوان یک بیان نبوغ از یک جهان بینی دور ریخته شده ، نه مدرن ، از عصری که در آن همه چیز گرفته شده است به واقعیت عالی به نام خدا متصل می شود. اما دانته در زمان انتقال نگران کننده متولد شد. او فهمید که این دیدگاه کیهانی به چالش کشیده شده است ، و او به دنبال رد آن یا بازگرداندن آن نبود ، بلکه آن را بازسازی کرد.

مقیاس این جاه طلبی تا حدودی توضیح می دهد که چرا او سفر روایت سه قسمتی خود را نوشت-از طریق جهنم (دوزخ) ، Purgatorio (Purgatorio) و Paradise (Paradiso)-در ایتالیایی ، برای مخاطبان انبوه ، نه فقط ادبیات خواندن لاتین. کمدی الهی یک ضربه فوری بود. صدها نسخه خطی اولیه این کار زنده مانده است ، و مردم به زودی خواستار خواندن عمومی از آن بودند. و همچنان به تحریک تصورات شاعران اخیر ، از T S Eliot گرفته تا Clive James ، و همچنین هنرمندان ویلیام بلیک گرفته تا تصویرگر معاصر مورد علاقه من ، مونیکا بیسنر. دانته شما را به جایی می برد که قبلاً نمی دانستید. او این کار را انجام می دهد زیرا آیه حماسی او یک پاسخ خودآگاهانه به آگاهی در حال تغییر است که از بسیاری جهات-به ویژه وقتی معنی می یابد-ما هنوز کشتی می گیریم.

زادگاه دانته در مرکز حرکت از قرون وسطایی به مدرن بود. فلورانس در نتیجه رونق قرن سیزدهم ، با پول جدید ، که توسط اشکال نوآورانه بانکی و بازرگانی که سرمایه داری را بذر و جامعه متحول کرده بود ، گرگرفت. این یک صلیب از رنسانس بود که هنرمندانی مانند Giotto را پرورش می داد ، که پیشگام نقاشی افراد با زندگی درونی بود که ما را خودمان می شناسیم. دانته تقریباً مطمئناً جوتو را می شناخت ، و او همچنین معنای حرکات معنوی را که باعث زمین لرزه در چشم انداز مذهبی می شود ، از فقر داوطلبانه فرانسیسكان ، كه ثروت و قدرت گزاف كلیسا را به چالش كشید ، گرفته تا آزادی معنوی افراد آغازگر ، الف. حرکت هزاران زن در سراسر اروپا که ادعای استقلال اجتماعی و مذهبی داشتند تا بتوانند زندگی خود را بر روی خدا متمرکز کنند.

به گفته این ، تا زمانی که دانته در نیمه زندگی خود قرار نگرفت ، فهمید که این تحولات مختلف چقدر قابل توجه است. وی که در یک خانواده قدیمی فلورنتین متولد شد ، ابتدا درگیر در مورد توهین سیاست شد ، که شاهد تعادل قدرت به طور مداوم بین جناح های نماینده پاپی و کسانی بود که طرفدار امپراتوری بودند. وی تعدادی از پست های مدنی را در اختیار داشت ، در یک مقطع به عنوان یکی از شش مقدماتی که بر شهر اداره می شد ، خدمت می کرد. اما پس از آن ، در سال 1301 ، فلورانس در اثر ضرب و شتم و جنگ از هم پاشید و دانته خود را در سمت اشتباه یافت. او مجبور به تبعید شد.

به نظر می رسید تبعید برای شاعری که قبلاً نام خود را به عنوان استاد "سبک جدید شیرین" تأسیس کرده بود ، ویرانگر بود ، زیرا او دیگر نمی توانست با سخنرانان بومی گویش محبوب خود به طور گسترده ای در هم آمیخته شود. او نیز دارایی و تماس خود را با خانواده خود از دست داد و درد تلخ راه رفتن "پله های خانه های دیگران" را می دانست ، زیرا او انزوا را توصیف می کند که برای ماندگاری بقیه زندگی خود بود. اما آیه حیرت انگیز که وی در سال 1308 شروع کرد و سال قبل از مرگ وی در سال 1321 به پایان رسید ، نه تنها حساب فروپاشی و بهبودی به دنبال یک بحران ویرانگر میانسالی است. این یک داستان از تغییر شکل است.

کمدی الهی را می توان به روش های مختلفی خواند. 14000 خط آن آنچه را که در مورد بشریت بسیار شگفت انگیز و محروم است ، کشف می کند. آنها شکل آیه جدید او ، Terza Rima را محبوب کردند و در ساخت ایتالیایی مدرن ، منشی شدند. آنها همچنین اکتشافی از بالاترین آرزوهای عشق هستند. لرزیدن روحیه حیاتی که در محفظه مخفی قلب ساکن است ، همانطور که دانته آن را صدا می کرد ، پس از برخورد جوان و جوان و پرطرفدار با یک زن جوان که احتمالاً بیتریس 'Bice' di folco portinari بود ، او را به هسته تکان داد. یک بازرگان موفقاو در سن 2490 در سن 2490 درگذشت ، اما لبخند او تأثیر ناخوشایندی بر روح دانته گذاشت. او احساس کرد که این یک نشانه است ، و آنچه که هنگام پیروی از رهبری آن پیدا کرد اساسی است.

این امر او را از طریق سه حوزه زندگی پس از زندگی به زیارت رساند ، همانطور که توسط بسیاری از آنها در مسیحیت و سنت های دیگر مانند اسلام تصور می شدند. برای دانته ، جهنم مکانی و ذهن است که در آن مردم به دام می افتند. آنها معتقدند که آنها محکوم شده اند - هرچند ، همانطور که دانته می بیند ، مشکل آنها کمرنگ تر از این است که خود را نفرین کنند که توسط یک قاضی الهی فریبنده لعنت شده اند. در قلب آنها ، آنها ظرفیت خود را برای تغییر از دست داده اند زیرا عادت های اشتباه و ناپاک آنها بسیار ناچیز شده است.

پاکسازی منطقه تغییر است. این کار نه با پاک کردن آنچه که نجس تلقی می شود بلکه با پاک کردن هر چیزی که روح را از دانستن بیشتر زندگی مسدود می کند ، به ویژه که در اشکال معنوی تجلی می یابد ، کار می کند. دانته این قلمرو دوم را به عنوان کوهی به تصویر می کشد که منجر به صعود روح می شود. آنها خواسته های واضح تر و درک های عمیق تری کسب می کنند که آنها را در جهت های فزاینده ای گسترده نشان می دهد. این باعث می شود که آنها قادر به بهشت ، آخرین و دشوارترین پای سفر باشند. برای ورود به این قلمرو ، دانته می گوید که او و آنها باید "انسان سازی" شوند. این نمونه ای از یکی از بسیاری از نئولیسم های او است - در این مورد ، شیوه ای که دلهره های انسانی باید از دلهره ها و برداشت های روزمره در صورت قدردانی از ماهیت کیهان و فراتر از آن ، در تمام شرایط خود ، فراتر رود.

این ما را به قلب این مسئله می رساند که چرا دانته هنوز هم امروز اهمیت دارد. او بر خلاف مطالعه یا بازرسی ، بر روشهای دانستن در مورد زندگی بر اساس تجربه و تجربه ، تأکید می کند. آنها درک را به وجود می آورند که در مورد جمع آوری اطلاعات و مرتب سازی داده ها نیست بلکه اعتماد به نفس و پیروی از بینش است. آنها یک باز بودن شهودی را که منجر به اتحاد می شود ، پرورش می دهند: به این معنا می دانند که "آدم حوا را می دانست" ، همانطور که می توانید در ترجمه های قدیمی تر کتاب مقدس بخوانید ، این بدان معنا نیست که آنها با یکدیگر آشنا شده اند ، بلکه آنآنها عشق ورزیدند. دانته به ما می گوید که برای حرکت در قلمروهای فضا و زمان و آگاهی از حوزه های ابدی وجود ، باید رضایت دهیم و بتوانیم از ویژگی های مختلف آنها استفاده کنیم. من می گویم "ما" زیرا دانته صریحاً برای ما که قرار بود بیایند ، و همچنین برای همسالانش می نویسد. هنگام خواندن او ، او از ما می خواهد که از او پیروی کنیم.

هوش معنوی مربوط به انتزاع های بزرگ و هوش هیجانی نیست

من در اینجا به فکر نوع بدنی هستم که باعث ایجاد هوش معنوی می شود ، تا حدودی به این دلیل که من یکی از گروه های بین رشته ای هستم ، که توسط انجمن بین المللی علوم و دین تنظیم شده است ، و به دنبال بهتر برای بیان این شیوه دانستن است ، و همچنین به این دلیل که هوش معنوی داردقبلاً در مورد کار فلورنتین اعمال شده است. محقق و زندگینامه دانته جان ، از آن استفاده كرد تا آگاهی را كه با كامل ترین نوع اعتماد به نفس ، پیکربندی خود و ترانزیت خود "ایجاد می شود ، بیان كند. در کتاب خود چرا Dante Matters (2020) ، توضیح می دهد که چگونه دانته با تهیه تصاویر ، دیالوگ ها و داستانهایی که می تواند باعث ظهور انواع تفاهم غیرعادی شود ، این روشنایی شخص اول را تشویق می کند. دانته می دانست که تصاویر راهنما ، مکالمات را کاتالیز می کند و روایت ها فکر می کنند. هوش معنوی مربوط به انتزاع های بزرگ نیست ، گویا ورود به بهشت در مورد تبدیل شدن به یک فیلسوف تحلیلی خوب است. نه هوش هیجانی و توانایی یادگیری از تجربه. در عوض ، این عناصر را برای آشکار کردن درک اصلی خود گنجانیده است: این که با آنچه آیریس مرداک در حاکمیت خوب (1970) "پارچه بودن" نامیده می شود ، به معنای هوشیار شدن در مورد راه های طنین انداز با آن است.

کمدی الهی با تصاویری که این موضوع را تشخیص می دهد راه اندازی می شود.(من از دو ترجمه در اینجا نقل می کنم: یکی از مارک موسی برای کلاسیک پنگوئن ، که در دسترس تر است ؛ و دیگری توسط رابرت هلاندر و ژان هلاندر ، که بیشتر دارای یک شاعر است. هر دو ترجمه گروه بندی سه خط دانته را حفظ می کنندTerza Rima بدون تلاش برای قافیه ، که فقط تا حدودی در انگلیسی موفقیت آمیز است.) با شروع شعر ، بیدار شدن دانته را در یک چوب تاریک در نظر بگیرید. بلافاصله ، صحنه چیزی مهم به ما می گوید. هوا تلخ است. سایه ها ترسناک هستند. دانته می داند که چیزی بسیار اشتباه پیش رفته است. اما بحران او به طور همزمان لحظه ای از فرصت است ، که ما می دانیم زیرا لحظه کشف در آغاز آنچه او را کمدی می نامد ، داستان است که با خوشحالی به پایان می رسد. سوال این نیست که آیا این اتفاق خواهد افتاد ، اما چگونه؟

افتتاحیه وعده ای برای کسانی که ماجراجویی مشارکتی را به اشتراک می گذارند. این درگیری فعال از طرف خواننده با آنچه در حال آشکار شدن است اصرار دارد. این نه تنها برای علاقه ما به وقایع مربوط می شود ، بلکه برای تحول داخلی ما همانطور که با آنها می جنگیم و از این طریق آنها را به خودمان تبدیل می کنیم. در حالی که ما در این دامنه ها حرکت می کنیم ، نزدیک بمانید ، دانته توصیه می کند ، نه اینکه گم و سردرگم شوید بخشی از سفر است. در آن روح ، برخی از مراحل اصلی را در طول این مسیر در نظر بگیرید ، همانطور که ما را در زیر می برد ، سپس به بالا و بالاخره بالاتر.

در مرحله اول ، دوزخ ، مسائل روسییال به سرعت روشن می شود. این می تواند خلاصه شود که در معرض روشهای نادرست و محدود دانستن قرار دارد. یکی از مشهورترین برخوردهای دانته را در هنگام ملاقات با عاشقان Francesca da Rimini و Paolo Malatesta انجام دهید. Francesca به او می گوید که چگونه او برای پائولو افتاد:

 

عشق ، که بهانه ای از دوست داشتن هیچ کس بهانه نمی کند ، من را با خوشحالی در او به شدت به دست آورد که همانطور که می بینید ، او هرگز طرف من را ترک نمی کند.

 

او هنگام صحبت از باد جهنمی که در حال صحبت کردن است ، از طوفان های اشتیاق که در زندگی احساس می کند ، آینه می کند ، اما حساب او همدردی ما را برانگیخته است: چه کسی در آنجا نبوده است ، یا می خواست به اینقدر پیوسته باشد؟چرا این خواسته بد تلقی می شود؟

دلیل این امر این است که امید آنها هرگز از هم جدا نشوند ، زندگی خود را به یک کیهان دو نفره فرو برد. آنها جمع شدند و وسواس یکدیگر شدند. به دانته خود بعداً گفته می شود که وی با بیتریس وسواس پیدا می کند."خیلی ثابت!" او وقتی در معرض خطر تبدیل او به بت بود ، به او فراخوانده خواهد شد. پیشنهاد وسیع تر این است که ، در حالی که عاشق شدن ، خواسته های بهشت را به همراه می آورد ، تلاش برای حفظ هیجان در نهایت زندانی است. در عصری مانند ما ، که عاشقانه را ایده آل می کند ، شاید به دلیل ترس از چنین شدت بهترین چیزی که زندگی ممکن است ارائه دهد ، اعتماد به نفس سخت است که بیشتر وجود داشته باشد. اعتماد به نفس حتی سخت تر است که بیشتر با رها کردن همراه خواهد بود.

یکی دیگر از جنبه های این زندگی به زندگی در حالی ظاهر می شود که دانته و همراهش ویرجیل به محافل پایین جهنم می روند. آنها با روحها ملاقات می کنند که دائماً به دنبال انتقام از اشتباهات درک شده و دیگران هستند که نمی توانند هیچ راهی برای زندگی غیر از فریب ، سرقت ، دلهره و دلهره را تصور کنند. در واقع دانته با توافق با فردریش نیچه ، که در ECCE Homo (1888) با صراحت اظهار داشت که انسان به همان چیزی تبدیل می شود. اگر از دیگران استفاده کنید ، سرانجام خود را مصرف خواهید کرد.

با این حال ، با ادامه او و ویرجیل ، دانته شروع به درک چیز دیگری می کند. یک بینش کلیدی وقتی به وجود می آید که او در مورد نحوه تجربه این روحهای غم انگیز زمان تأمل می کند. آنها با شیوه های قدیمی و عادت های بد شکل می گیرند زیرا فراموش کرده اند که می توان هدیه ای وجود داشت که ممکن است چیزها متفاوت باشد. دانته می بیند که این ارقام مقصد زندگی زندگی را تکرار می کنند زیرا گذشته بر ذهن آنها حاکم است و هرگونه تازگی یا طراوت را متوقف می کند. وقتی همراهان به کف جهنم می رسند ، این نکته تأکید می شود. آتشین و گرم نیست ، اما یخ زده و سرد است. همه چیز هنوز ، در یخ قفل شده است.

در پاکسازی ، هیچ برخوردی وجود ندارد که فرصتی برای گسترش نباشد

هنگامی که دانته و ویرجیل شروع به صعود به کوه پاکسازی می کنند ، نگه داشتن گذشته در روح شروع به تغییر می کند. در اینجا افراد چیزی را می دانند که فراتر از Ken of Souls در حالت های جهنمی باشد: این رذیله ها نیازی به بازدید ندارند. آزادی نسبی هنگامی متولد می شود که دیده می شود چگونه ممکن است با اشتباهات و نقص ها ، نفرت و ترس محدود نشود. و این یک سؤال از این نوع دانستن است که نوعی دیدن است - توانایی قابل توجه ذهن آگاهانه برای درک ، اشیاء و توسعه ، هنگامی که فضای انجام این کار را دارد. این امر آزاد می شود زیرا فرد در برابر امکاناتی که توسط جریان های گسترده تر زندگی در آنها نفس می کشد ، بازتر می شود. دانته می فهمد که روحهایی که با آنها ملاقات می کنند و با آنها مکالمه می کنند در حال رشد هستند و توضیح می دهند که چگونه آنها قادر به قدردانی از زندگی بیشتر در اطراف و در مورد آنها هستند. آنها در حال یادگیری اعتماد هستند و تشخیص می دهند که چه چیزی را می توان تخیل نامید و با این کار ، ظرفیت اصلی دیگری ، خلاقیت به وجود می آید.

این به خوبی زندگی می کند ، یک هنر ، از ساخت و ساخته و ساخته شده است. این هنرمندانی که دانته در هنگام صعود با آنها ملاقات می کنند ، تأکید می شود. به ویژه شاعران ، همانطور که انتظار دارید ، با توجه به اینکه او شاعر است ، به او خطاب می کنند. در Purgatory ، هیچ برخوردهایی وجود ندارد که فرصتی برای گسترش نباشد. آنها به او می گویند که ، در طول زندگی فانی خود ، آنها اغلب نمی دانستند که در مورد چه چیزی می نویسند ، اگرچه احساس جذابیت آنچه را که می نویسند احساس می کردند ، و آنها یاد می گیرند که اکنون این شکاف را ببندند.

این یک روند تجسم است که هنگام ملاقات با بیتریس در اجلاس Purgatory ، به دانته می رسد - لحظه ای که انتظار می رود پر از عشق و جشن باشد. چه لذت غیرقابل انکار ممکن است در دیدن لبخندش یک بار دیگر ، اکنون در یک قلمرو فراتر از مرگ ، پیدا کند؟فقط ، او با علاقه به او سلام نمی کند. دور از آن. او او را بیش از دو کانتوس فریبنده برهنه می کند.

بیتریس او را مورد توبیخ قرار می دهد زیرا او مانند یک خدا با او رفتار کرده بود ، فقط برای چهره اش آرزو می کرد و نمی بیند که زیبایی او ممکن است برای او بیداری باشد. باز هم ، این موضوع وجود دارد که چگونه هر لحظه می تواند به دعوت برای قدم زدن بیشتر تبدیل شود ، اگر انرژی مناسب قابل شناسایی ، همکاری با و سوار شدن باشد. هنگامی که با چنین تشخیصی همراه است ، عشق به عنوان یک مسیر معنوی شناخته می شود ، نه یک آرمان عاشقانه. این در درجه اول مربوط به تبادل متقابل همدلی و لذت نیست بلکه افزایش دید است. این مربوط به درک نیست بلکه درک است.

او آرزو می کند که او اطلاعات بیشتری کسب کند. اگر جلسه آنها در زندگی پس از زندگی صرفاً یک اتحاد مجدد بود ، او در رویای گذشته ای که هرگز وجود نداشت ، گم می شد. درعوض ، عزم جدی او برای اجازه دادن به این اتفاق ، اگرچه باعث پریشانی می شود ، اما او را قادر می سازد تا جنبه دیگری از تحول خود را در آغوش بگیرد.

این امر با اعمال اراده آزاد او فعال می شود - موضوعی مهم که دانته در برخی از آنها در مورد آن بحث می کند. هوش معنوی می فهمد که اراده آزاد یک مفهوم ساده لوحانه از اقدامات بی نظیر یا بیان بی حد و حصر نیست ، بلکه در مورد استفاده از آنچه روانشناسان می نامند ، است: توانایی عمدا برای چرخش ذهن به سمت این یا آن شیء یا ایده ، بر خلاف واکنش غیرقابل تصور به هر چیزیاصرار دارد که ما متوجه آن هستیم. با درک اینکه ما می توانیم چنین گزینه های داخلی را انجام دهیم ، به طور معمول تمرین می کند ، به همین دلیل خود تأمل در بسیاری از تمرینات معنوی مانند اعتراف و مراقبه است. با آن ، دانته برای تجربه transhumanising بهشت آماده است. اما ابتدا ، اجازه دهید سهام خود را بگیریم.

v ویژگی های هوشیار هوش معنوی پدید آمده است. می بیند که بحران ها می توانند به عنوان نقاط چرخش دوست شوند. این تصاویر و داستان ها دارای حقیقت هستند. این دانستن مشارکتی مستلزم تحول شخصی است. و این آزادی محدودیت های کمتری نیست بلکه تشخیص افق های پنهان در غیر این صورت است.

برای دانته ، این تحقق اتفاق افتاده است زیرا او هنگام ملاقات با روح در جهنم ، با جنبه های خود روبرو شد و در حالی که با روح هایی که در آغوش ذهن پاکسازی بودند ، باز کرد. او دیده است که شکست های زندگی چگونه برای پیشرفت ها ایجاد می کند ، و او اکنون برای مرحله سوم ، transhumanising آماده است - اگرچه ، بلافاصله ، او تشخیص می دهد که چگونه این امر به معنای فراتر رفتن به معنای فرار نیست ، بلکه با رفتن عمیق تر به آن ، که این است. چرا بهشت سخت ترین پای سفر است.

راهی برای چنگ زدن به آنچه این بدان معنی است ، در نظر گرفتن چگونگی آگاهی دانته از زمان یک بار دیگر تغییر می کند. این اتفاق با یک دور دیگر از چالش های عمیق برای فرضیات وی رخ می دهد: مانند پاکسازی اما بیشتر ، بهشت با تشدید مشکلات ، ارائه قطعنامه های سریع ، کار می کند ، زیرا هدف این است که درک کنید ، نه با قاشق تغذیه نشوید. یک مورد خوب در نقطه ، مسئله بسیار دشوار رنج را به وجود می آورد و با اولین روح که در پایین ترین بهشت ، Piccarda Donati ملاقات می کند ، بوجود می آید.

او خواهر یکی از دوستان دوران کودکی خود بود ، پیش بینی دوناتی ، و دانته از دیدار او در بهشت تعجب نکرد ، زیرا او یک روح زیبا روی زمین بود. با این حال ، او از دیدار با او خیلی زود و نه در بهشت بالاتر ، نزدیک به خدا شگفت زده می شود. غافلگیر او به شوکه می شود وقتی که پیکاردا توضیح می دهد که وی در طول زندگی فانی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. برادر دیگر ، کورسو ، که یک گرمتر بود ، به زور او را از صومعه کلارس فقیر که به او پیوسته بود ، خارج کرد و در تلاش برای تأمین اتحاد سودمند با او ازدواج کرد. آدم ربایی به این معنی بود که او نذورات خود را شکست ، به همین دلیل به نظر می رسد که در بهشت پایین دانته را به نظر می رسد.

دانته از این خبر عصبانی است. هوش اخلاقی او به این نتیجه می رسد که بی عدالتی که او روی زمین متحمل شده است در بهشت تکرار شده است. او اعتراض کرد که او در مورد خروج خود از صومعه چاره ای نداشت. آیا او به طور ناعادلانه مجازات نمی شود؟

با این حال ، همانطور که بیتریس در بالای کوه Purgatory انجام داده بود ، Piccarda در حال افزایش تنش است تا دانته بیشتر ببیند. فرودها قبل از صعود می آیند. بیشتر می تواند در این نقطه ظاهر شود که سایر اشکال اطلاعاتی از آن فراتر رفته است - اکنون ، با Piccarda ، حساسیت های اخلاقی دانته به ویژه درگیر هستند.

می توان گفت دریا به دلیل نحوه دوست داشتن ، بدون ذخیره ، فروتن است

او توضیح می دهد که حذف او از Cloister حقیقت را نشان داد که شاید در غیر این صورت ندیده باشد: او می تواند آینده ای را که برای خودش برنامه ریزی کرده بود رها کند و آنچه را که به هیچ وجه پیش بینی کرده بود کشف کند. با نگاهی به عقب ، او دیگر احساس نقض بی عدالتی و رنج اجباری نمی کند ، زیرا می فهمد که سرنوشت او امکان دانستن یک شادی عمیق تر و کاملاً مقاوم را نشان می دهد. او می تواند از آنچه اتفاق افتاده استقبال کند ، زیرا با گفتن "بله" به وقایع ، او قادر به شامل و فراتر از هر اتفاقی است که ممکن است رخ دهد. او نه تنها عاری از گذشته و زندگی در حال حاضر است ، بلکه می تواند از زندگی خاص Aeteitatis - از بالاترین و ابدی ترین دیدگاه ، قدردانی کند.

روان درمانی دونالد وینیکوت وقتی در سال 1947 اظهار داشت که تنها پس از دانستن وحشیانه بودن نفرت ، به طبیعت غیرقابل تحمل عشق می توان اعتماد کرد. کمیسیون های حقیقت و آشتی ، مانند آنچه در آفریقای جنوبی برگزار شد ، به آن اعتماد کنید ، زیرا می دانند وقتی تاریکی در معرض نور قرار می گیرد ، گزینه های جدید به طور خودجوش خود را ارائه می دهند. این می تواند برای گوش هایی که به سوء استفاده از سوء استفاده می توانند انجام دهند بسیار توهین آمیز به نظر برسد ، و به راحتی سوء تفاهم است. اما پیکاردا دلالت بر این ندارد که روح فضیلت باید رنج را در آغوش بگیرد. او در حال آموزش ماسوشیسم دینی نیست. او هیچ یک از سوءاستفاده ها را محکوم نمی کند: برادر دستکاری کننده او با اهمیت اقدامات خود روبرو خواهد شد.

در عوض ، Piccarda یک روش جایگزین برای مواجهه با فاجعه را حک می کند. این طور نیست که یونانیان باستان آن را به تصویر کشیده اند ، در انتظار یک ماشین Deus ex هستند که همه چیز را درست می کند. همانطور که نیچه گفت ، وقتی اظهار داشت که چیزهایی که ما را از بین نمی برد ، ما را قوی تر می کند. در عوض ، Piccarda می گوید راهی برای نگاه به جهان وجود دارد که همیشه می تواند بدون در نظر گرفتن شرارت هایی که وجود دارد ، خوب را تشخیص دهد ، و علاوه بر این می تواند وسیله ای را آگاهانه برای هماهنگی با آن پیدا کند.

انسان می تواند در صورت اعتماد به ارزش فضایل ، به این شیوه ادراک دسترسی پیدا کند. این عادت ها و صفات شخصی ، که می تواند در موسسات و جوامع نیز تجسم یابد ، ما را به سمت آنچه خوب است با این امکان که ما را به طور فزاینده ای برای شرکت در آنچه خوب است ، انجام می دهد ، همانطور که یافت می شود ، غالباً با تعجب ، در داخل و اطراف ما راهنمایی می کند.

به عبارت دیگر ، دانته می بیند که فضیلت ها بیشتر واقعیت را فاش می کنند. فضیلت فروتنی در این افزایش بسیار مهم است ، اگرچه باید به درستی درک شود زیرا این مربوط به خودآزمایی نیست یا در مورد ماندگاری خود نیست. در عوض ، این در مورد یک پذیرش بی حد و مرز است تا بیشتر از آن پر شود. یک تصویر دانته از فروتنی به دریا استفاده می کند زیرا پایین ترین مکان دریا به این معنی است که همه چیز در آن جریان دارد. بنابراین می توان گفته شد که دریا به دلیل نحوه دوست بودن آن ، بدون ذخیره ، فروتن است. به همین ترتیب ، فرد کاملاً فروتن رشد می کند. آنها برای همه چیز باز هستند و از همه چیز ، چه خوب و چه بیمار ، آگاه هستند: زیرا آنها به یک چیز بیشتر از چیز دیگر وابسته نیستند ، آنها به همه چیز وصل می شوند و از این طریق تبلیغات بی نهایت به دست می آورند.

او را به اوج کمدی الهی می رساند ، که در بخش پایانی ، پارادیسو آمده است ، زیرا دانته از دامنه خارج از فضا و زمان به نام Empyrean آگاه می شود. او تجربه ای را برای جمع کردن با نبض زنده ای که اکنون می داند پارچه هستی است ، منتقل می کند و آزادانه ، با خوشحالی با همه در آن همکاری می کند-"با عشق که خورشید و ستاره های دیگر را به سمت خود سوق می دهد ، به عنوان افراد مشهور تبدیل می شود. آخرین خط جشن می گیرد. در یک استعاره مضاعف دوست داشتنی دیگر ، با توجه به اینکه او نویسنده است ، دانته تجربه خود از این دانش را با تصویر توصیف می کند

هوش عشق می داند که چگونه و چرا همه این موارد وجود دارد به همان اندازه بازتاب های منشأ همیشه و نور الهی است. این درک این است که وجود شما و وجود من و همه وجود یک موجود است.

بخشی از آن منعکس کننده کل است زیرا زندگی آن فقط می تواند بیان کننده دیگری از زندگی باشد

امروزه ، آن را تجربه غیر دوگانه ای از ماهیت اساسی واقعیت می نامند ، همانطور که در فلسفه هندی Advaita Vedanta بیان شده است ، یا این واقعیت را که همه چیز با چهره الهی به اشتراک می گذارد ، همانطور که صوفیان آن را بیان می کنند. در سنت مسیحی ، متکلمان آلمانی میستر اکهارت ، معاصر مستقیم دانته ، دوباره به همان درک اشاره کرد وقتی که گفت: "چشم من و چشم خدا یک چشم و یک چشم و یک دانش و یک عشق است."

دانته می فهمد که هرچه خودش به طور کامل تر می شود ، یعنی نفوذ به سایه ها و شفاف تر بودن در نور زندگی ، او خود را کاملاً با همه آنچه در اطراف اوست ادغام می شود ، نه با ادغام بلکه با رزونانس و هارمونی. او خود را در دیگران از دست نمی دهد ، که این حقیقت را که فرد مهم است ، توهین می کند ، همانطور که به درستی توسط ذهن مدرن تشخیص داده می شود ، بلکه در عوض خود را در خدا می شناسد ، همانطور که همه افراد دیگر انجام می دهند. او آگاهی فراکتال از هوش معنوی را می داند: چگونه بخشی از کل منعکس می شود زیرا زندگی آن فقط می تواند یک بیان وزوز یکی دیگر از زندگی خود باشد ، در یک وحدت رقصنده و تابش.

چشم انداز فوق العاده و ساده است و بازتاب با شکوه و شکوه بر آگاهی روزمره انسان است. ما آگاه هستیم و می توانیم از آگاهی آگاه باشیم. و این در حال حاضر پیام دانته است: به نوعی ، تمام کاری که باید انجام دهیم تا جوهر هوش خود را دوباره کشف کنیم ، و ظرفیت ارتباط با کل واقعیت - به ویژه در جنبه های معنوی آن - به سمت تجربه احساس ما است وآنچه را پیدا می کنیم بررسی کنید. حضور و آزادی ، قصد و تخیل ، حقیقت در داستان ها و تحولات زمان وجود دارد. رشد به این معنا بهتر شدن در زنده بودن است.

برای مطالعه بیشتر در مورد چگونگی زندگی ، بازدید از روان ، یک مجله دیجیتال از ائون که وضعیت انسان را از طریق روانشناسی ، درک فلسفی و هنرها روشن می کند.

خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عفت السادات شجاعی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 14:57