سه دهه پیش تقریباً ناشناخته ، تأمین مالی اسلامی اکنون در سراسر جهان انجام می شود. از زمان راه اندازی رسمی خود در دهه 1970 ، مؤسسات مالی اسلامی شاهد رشد سریع بین المللی در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان بوده اند (دادلی 2001).
اگرچه مفهوم امور مالی اسلامی قرن ها وجود داشته است ، اما فقط در طول قرن گذشته برجسته شد (د جونگ 1996 ، ص 3). اولین کاربرد موفقیت آمیز امور مالی اسلامی در سال 1963 توسط بانک های پس انداز MIT GHAMR مصر انجام شد ، که درآمد خود را از سرمایه گذاری های تقسیم سود به جای بهره به دست آورد (لوئیس و Algaoud 2001 ، ص 5). تا دهه 1970 ، فشار برای امور مالی اسلامی حرکت به دست آورد. در سال 1973 کنفرانس وزیران خارجی کشورهای مسلمان تصمیم گرفتند بانک توسعه اسلامی را با هدف تقویت توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی کشورهای مسلمان مطابق با اصول شریع تأسیس کنند (سعید 1996 ، ص 13). این اولین قدم مهم دولتهای مسلمان در ارتقاء امور مالی اسلامی بود.
قانون شریا (قانون اسلامی مبتنی بر آموزه های قرآن) پیروان اسلام را از انجام هرگونه مشاغل مربوط به RIBA (علاقه) منع می کند. این بدان معنی است که مسلمانان نمی توانند سود دریافت یا پرداخت کنند ، بنابراین آنها قادر به انجام تجارت با موسسات مالی معمولی نیستند (جعف 2002). ایجاد موسسات مالی اسلامی به عنوان روشی برای سرویس دهی به این بازار طاقچه به وجود آمد.
به منظور رقابت با شیوه های متعارف تأمین مالی (ابزارهای مالی مبتنی بر بهره) ، موسسات مالی اسلامی محصولاتی را تولید کردند که تعهد شریع را برآورده می کند و همان ارزش محصولات بانکی معمولی را ارائه می دهد (مالزی تجارت 2001). محصولات اصلی مالی اسلامی شامل تقسیم سود و از دست دادن (Mudaraba و Musharaka) ، هزینه به علاوه علامت گذاری و لیزینگ است. تمرکز این مقاله ، تجزیه و تحلیل ابزار اشتراک سود و از دست دادن Musharaka و نحوه اجرای آن است. مقاله با توصیف مختصر سیستم اشتراک سود و از دست دادن آغاز می شود و به دنبال آن تجزیه و تحلیل مفصلی از Musharaka انجام می شود. این مقاله سپس به استفاده از مشاراکا به عنوان یک ابزار تأمین مالی در خانه می پردازد و با تجزیه و تحلیل موضوعات فعلی مؤثر در مشاراکا و انتقادات علیه آن نتیجه می گیرد
سیستم اشتراک سود و از دست دادن
اگرچه اسلام درآمد سود را از فعالیتهای مالی حذف می کند ، لزوماً به معنای این نیست که سرمایه دار نمی تواند سود کسب کند. برای انجام این کار ، سرمایه دار باید اطمینان حاصل کند که دستاوردهای حاصل از مبلغ اصلی مستقیماً با ریسک انجام شده در مورد سرمایه گذاری مرتبط است (Siddiqui 1987). در صورت عدم وجود خطری ، سود حاصل از آن به جای سود ، منافع را نشان می دهد.
برای درک چگونگی تمایز سیستم اسلامی بین سود و علاقه ، باید به تفاوت های ایدئولوژی اقتصادی توجه کرد. در یک سیستم سرمایه داری ، سرمایه و کارآفرینان به عنوان دو عامل جداگانه تولید رفتار می شوند. بازده سرمایه بهره است ، در حالی که کارآفرین ، که خطر از دست دادن پول را دارد ، سود کسب می کند. در حالی که بهره بازده ثابت برای تأمین سرمایه است ، سود فقط پس از توزیع بازده ثابت به زمین ، نیروی کار و سرمایه (به شکل اجاره ، دستمزد و بهره) می تواند درآمد کسب کند. بنابراین ، به نظر می رسد که سیستم سرمایه داری با فراهم آوردن بازده ایمن ، به نفع کسانی است که به کارآفرینان وام می دهند ، کارآفرینان خطرات ناشی از ضرر و زیان را تحمل می کنند و هنوز هم پرداخت بهره را در سرمایه وام گرفته شده انجام می دهند.
در مقایسه ، سیستم اقتصادی اسلامی ارائه دهندگان سرمایه و کارآفرینی را عوامل جداگانه تولید نمی داند. این معتقد است که هر شخصی که در قالب پول به یک سرمایه گذاری کمک می کند ، خطر ضرر را به عهده می گیرد و بنابراین حق دارد سهم متناسب در سود واقعی را داشته باشد (Siddiqui 1994 ، p. 99). این سیستم از کارآفرین محافظت می کند ، که در یک اقتصاد سرمایه داری حتی اگر سرمایه گذاری در حال از دست دادن پول باشد ، مجبور به بازپرداخت بهره ثابت می شود.(Usmani ، M. I. 2002 ، p. 13). سرمایه دارای یک عنصر ذاتی کارآفرینی است ، تا آنجا که به خطر تجارت مربوط می شود و بنابراین ، به جای بازده ثابت به عنوان بهره ، سود حاصل می کند. هرچه سود کسب شده توسط یک تجارت بیشتر باشد ، بازده سرمایه بالاتر خواهد بود. بدون بازپرداخت بهره ثابت ، سود در یک سیستم اقتصادی اسلامی بالاتر از اقتصاد سرمایه داری خواهد بود. این سیستم تضمین می کند که سود حاصل از فعالیت های تجاری در جامعه به طور مساوی در بین کسانی که سرمایه در شرکت کمک کرده اند توزیع می شود.
تفاوت دیگر بین دو سیستم اقتصادی در نحوه استفاده از پول نهفته است. از نظر اقتصادی پول هیچ ارزش ذاتی ندارد. این تنها یک واسطه مبادله است ، بنابراین ، کسب بهره در یک مبادله مبادله بدون هیچ گونه خطری در سیستم اسلامی به خوبی نمی نشیند (رحمان 1994 ، ص . 14). بنابراین ، تأمین مالی اسلامی تأمین مالی دارایی است. هنگامی که یک سرمایه دار بر اساس ابزارهای تقسیم سود و از دست دادن پول کمک می کند ، موظف است به دارایی هایی با ارزش ذاتی تبدیل شود (Usmani ، M. T. 1998 ، p. 19).
سیستم اشتراکی سود و از دست دادن ریشه های خود را در شکل باستانی تأمین مالی که توسط اعراب از مدت ها قبل از ظهور اسلام استفاده می شود ، دارد. پس از معرفی اسلام ، این سیستم مجاز به ادامه کار شد و به عنوان یک ابزار مالی مشروعیت یافت. به همین دلیل تاریخی ، محققان ابزارهای مالی تقسیم سود و از دست دادن را معتبرترین و امیدوار کننده ترین شکل قراردادهای اسلامی می دانند (Ariff ، 1982). Mudaraba (Trusteeship امور مالی) و Musharaka (مشارکت سهام عدالت) دو ابزار مالی از این طریق مبتنی بر سیستم اشتراک سود و از دست دادن هستند ، جایی که به جای وام دادن به یک کارآفرین با نرخ ثابت بازده ، سرمایه دار در سرمایه گذاری سهام سرمایه گذاری می کند. سود و ضرر (اقتصاددان 2001).
معنای تحت اللفظی کلمه musharaka در حال اشتراک است. طبق قانون اسلامی ، مشاراکا به یک مشارکت مشترک اشاره می کند که در آن دو یا چند نفر سرمایه یا نیروی کار خود را با هم ترکیب می کنند و شغلی را تشکیل می دهند که در آن همه شرکا سود را با توجه به یک نسبت خاص به اشتراک می گذارند ، در حالی که ضرر با توجه به نسبت سهم مشترک است(Usmani ، M. I. 2002 ، p. 87). این مبتنی بر یک قرارداد متقابل است ، و بنابراین ، باید ویژگی های زیر را داشته باشد تا بتواند معتبر باشد:
در مشاراکا ، هر شریک حق دارد در مدیریت شرکت کند و برای آن کار کند (گافور 1996). با این حال ، شرکا ممکن است در مورد شرایطی که مدیریت توسط یکی از آنها انجام می شود موافقت کنند و هیچ شریک دیگری برای مشارکا کار نمی کند. در چنین حالتی ، شریک زندگی "خواب" (ساکت) فقط به میزان سرمایه گذاری وی حق دارد و نسبت سود اختصاص یافته به وی نباید از اندازه نسبی سرمایه گذاری خود در تجارت تجاوز کند.
با این حال ، اگر همه شرکا موافقت کنند که برای سرمایه گذاری مشترک کار کنند ، هر یک از آنها به عنوان عامل دیگری در همه امور تجارت رفتار می شوند و کارهایی که توسط هر یک از آنها در دوره عادی تجارت انجام می شود ، به نظر می رسدمجاز بودن توسط همه شرکا (Usmani ، M. I. 2002 ، p. 92).
مشاراکا می تواند به شکل یک مشارکت نامحدود ، نامحدود و مساوی باشد که در آن شرکا از برابری کامل در زمینه های سرمایه ، مدیریت و حق استفاده برخوردار هستند. هر شریک هم نماینده و هم ضامن دیگری است. یکی دیگر از مشارکتهای سرمایه گذاری محدودتر نیز در دسترس است. این نوع مشارکت زمانی اتفاق می افتد که دو یا چند طرف در یک صندوق سرمایه ، چه با پول ، مشارکت در نوع یا کار ، کمک کنند. هر شریک فقط نماینده است و نه ضامن شریک زندگی خود. برای هر دو شکل ، شرکا سود را به صورت توافق شده به اشتراک می گذارند و متناسب با اندازه کمک های سرمایه خود ضرر می کنند (لوئیس و جلبکود 2001 ، ص 43).
interest� نرخ بازده ثابت وام را که توسط سرمایه دار پیش بینی شده است صرف نظر از سود حاصل از ضرر و زیان ناشی از بدهکار ، از پیش تعیین می کند ، در حالی که مشاراکا نرخ بازده ثابت را پیش بینی نمی کند. در عوض ، بازده در مشاراکا بر اساس سود واقعی حاصل از سرمایه گذاری مشترک است. وجود خطر در مشاراکا باعث می شود که به عنوان یک ابزار تأمین مالی اسلامی قابل قبول باشد. سرمایه دار در وام با بهره نمی تواند از دست بدهد ، در حالی که سرمایه دار در مشاراکا در صورت عدم موفقیت سرمایه گذاری مشترک می تواند از دست بدهد (Usmani ، M. T. 1998 ، ص 27).
Musharaka در تأمین مالی خانه
هنگامی که در تأمین مالی خانه استفاده می شود ، مشراکا به عنوان یک مشارکت در حال کاهش استفاده می شود. در تأمین مالی خانه ، مشتری برای خرید ملک با موسسه مالی همکاری می کند (سعید 2001). موسسه مالی بخشی از ملک خود را به مشتری اجاره می دهد و جبران خسارت را در قالب اجاره دریافت می کند ، که براساس یک ارزش بازار عادلانه با هم توافق شده است. هر مبلغ پرداخت شده بالاتر از ارزش اجاره ، سهم مشتری در ملک را افزایش داده و سهم موسسه مالی را کاهش می دهد.
استفاده از کاهش مشارکا در تأمین مالی خانه را می توان با کمک مثال زیر نشان داد ، که بانک لاریبا در ایالات متحده از آن پیروی می کند:
بگذارید فرض کنیم که یک خریدار بالقوه علاقه مند به خرید خانه ای به ارزش 150،000 دلار است. خریدار برای خرید ملک به یک موسسه مالی اسلامی نزدیک می شود و 20 درصد از قیمت (30،000 دلار) را به عنوان پیش پرداخت قرار می دهد (پیش پرداخت مورد نیاز بین موسسات مالی متفاوت است. در بعضی موارد 5 درصد کم است). موسسه مالی 80 درصد دیگر قیمت (120،000 دلار) را پرداخت می کند. این توافق نامه منجر به 20 درصد از مالکیت خانه متعلق به مشتری و 80 درصد باقیمانده به موسسه مالی می شود.
مرحله بعدی برای هر دو طرف تعیین ارزش اجاره منصفانه برای ملک است. یکی از راه های تعیین ارزش اجاره ، هم مشتری و هم موسسه مالی برای بررسی بازار برای به دست آوردن تخمین املاک مشابه در همان محله و مذاکره در مورد توافق است. این ارزش اجاره منصفانه در طول زندگی توافق ثابت خواهد ماند. برای این مثال ، ما ماهانه 1000 دلار به عنوان ارزش اجاره فرض خواهیم کرد.
ارزش اجاره 1000 دلار به این معنی است که مشتری 800 دلار را به عنوان اجاره 80 درصدی که موسسه مالی در اختیار دارد ، پرداخت می کند. سپس دو طرف در مورد دوره تأمین مالی توافق دارند. در این مثال فرض خواهیم کرد که دوره تأمین مالی 15 سال (180 ماه) است. براساس ارزش اجاره و دوره تأمین مالی ، موسسه مالی سپس پرداختهای ثابت ماهانه را که مشتری برای مالکیت خانه باید انجام دهد تعیین می کند.
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عفت السادات شجاعی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
21 اسفند
1401 ساعت: 22:39